داستان واقعی از آستانه مرگ تا امپراتوری رولهای دارچینی؛ مردی با طبخ شیرینی، هیولای اختلال غذایی را شکست داد

بنجامین مایکل زمانی در اوج موفقیت حرفهای خود در حوزه املاک بود، اما همه چیز با یک بیماری مرموز در دوران همهگیری کرونا تغییر کرد. این جوان ۲۴ ساله در عرض تنها شش ماه بیش از ۲۳ کیلوگرم وزن کم کرد و به مشکلی دچار شد که زندگیاش را تا مرز نابودی پیش برد.
ابتدا بدن او دیگر نمیتوانست غذا را بهدرستی هضم کند، اما حتی پس از درمانهای پزشکی، مشکلش شکل خطرناکتری به خود گرفت؛ «سیبوفوبیا» یا ترس شدید از غذا. او هر بار که میخواست چیزی بخورد، دچار اضطراب و وحشت میشد. رفتن به رستوران برایش به کابوسی واقعی تبدیل شده بود و تنها دیدن یک بشقاب غذا میتوانست حمله پانیک ایجاد کند.
مایکل همیشه یک بطری داروی ضدتهوع همراه خود داشت، زیرا از بیمار شدن در جمع وحشت داشت. بهتدریج خوردن غذا را کنار گذاشت و تصور میکرد میتواند فقط با آبمیوه و بیسکویت زنده بماند. اما کاهش وزن شدید و ضعف جسمانی او را به نقطهای رساند که حتی نمیتوانست تا انتهای خیابان محل زندگیاش قدم بزند. پزشکان هشدار دادند اگر فوراً تغییری ایجاد نکند، شاید ماه بعد زنده نباشد.
در همان روزهای تاریک، اتفاقی عجیب مسیر زندگی او را تغییر داد: پختن رولهای دارچینی.
مایکل از کودکی عاشق این شیرینی محبوب آمریکایی بود و آن را نمادی از آرامش و امنیت میدانست. زمانی که تقریباً از همه غذاها میترسید، آشپزی و پخت شیرینی تنها چیزی بود که به او احساس کنترل و آرامش میداد. او بهآرامی رژیم غذایی خود را تغییر داد، بر ترسهایش غلبه کرد و همزمان شروع به آزمایش دهها دستور مختلف رول دارچینی کرد.
خانوادهاش او را تشویق کردند تا این علاقه را به یک کسبوکار تبدیل کند. نتیجه، تولد برند «Benji’s Buns» بود؛ نانواییای که ابتدا در لندن راهاندازی شد و سپس به یکی از محبوبترین شیرینیفروشیهای محله وستویلیج نیویورک تبدیل شد. امروز او بیش از ۷۰ طعم مختلف رول دارچینی تولید میکند و فروشگاهش به مقصدی محبوب برای عاشقان دسر تبدیل شده است.
داستان مایکل تنها یک موفقیت تجاری نیست؛ داستان نبرد با یک اختلال مرگبار است. طبق آمار، حدود ۳۰ میلیون آمریکایی در طول زندگی خود نوعی اختلال خوردن را تجربه میکنند و بیش از ۱.۲۵ میلیون نفر در بریتانیا با این مشکلات زندگی میکنند.
نکته دردناکتر این است که مادر مایکل نیز سالها با بیاشتهایی عصبی شدید دستوپنجه نرم کرده است. او میگوید داشتن والدینی که خودشان درگیر اختلال غذایی هستند، روند بهبود را دشوارتر میکند، زیرا آنها نیز در برابر این بیماری احساس ناتوانی میکنند.
با وجود تمام سختیهایی که بنجامین مایکل چه در دوران کودکی و چه در بزرگسالی تجربه کرده است، او آرامش و امید را در دنیای شیرینیپزی پیدا کرد.
او میگوید: در دوران همهگیری کرونا، افراد زیادی به سراغ پختوپز و شیرینیپزی رفتند؛ حتی کسانی که تا آن زمان در زندگیشان چیزی نپخته بودند. برای من، رولهای دارچینی همان غذای آرامشبخش و خاطرهانگیزی بودند که احساس امنیت به من میدادند. میدانم که در آمریکا نیز برای میلیونها خانواده، رول دارچینی نماد گرما، صمیمیت و خاطرات خوش است. به همین دلیل، این مسیر برای من راهی بود تا چیزی منفی را به اتفاقی مثبت تبدیل کنم؛ نوعی بازگشت از دل تاریکی و تولدی دوباره، درست مانند ققنوسی که از میان خاکسترها برمیخیزد.
کارشناسان سلامت روان تأکید میکنند که فعالیتهایی مانند آشپزی و شیرینیپزی میتوانند برای برخی افراد نقش درمانی داشته باشند و حس هدف، خلاقیت و کنترل را بازگردانند. نمونههای مشابهی نیز در کشورهای مختلف ثبت شده است؛ افرادی که از طریق هنر آشپزی و قنادی توانستهاند با اختلالات خوردن و مشکلات روانی مقابله کنند.
امروز بنجامین مایکل میگوید احساس میکند دوباره متولد شده است؛ مردی که زمانی در آستانه مرگ قرار داشت، اکنون هر روز با پختن هزاران رول دارچینی به دیگران شادی میبخشد.
او معتقد است کسبوکارش نماد ققنوسی است که از خاکستر برخاست؛ داستانی از تبدیل ترس به امید، و رنج به موفقیت.







