وقتی پول، خواب کاناداییها را میگیرد؛ چرا اضطراب مالی به بحران پنهان تبدیل شده است؟

یادداشت هفته به قلم: شاکه آیوازیان – کانادا سالها بهعنوان کشوری با ثبات اقتصادی و کیفیت بالای زندگی شناخته میشد، اما برای بخش بزرگی از مردم، این تصویر دیگر با واقعیت زندگی روزمره همخوان نیست. امروز مسئله فقط این نیست که قیمتها بالا رفتهاند؛ مسئله این است که نگرانی درباره پول به بخشی دائمی از زندگی میلیونها کانادایی تبدیل شده است.
تازهترین دادهها تصویر نگرانکنندهای ارائه میکنند. بر اساس نظرسنجی جون ۲۰۲۶ United Way و Léger ، ۶۰ درصد کاناداییها هنگام فکر کردن به وضعیت مالی شخصی خود دچار اضطراب میشوند؛ رقمی که تنها در شش ماه پنج واحد درصد افزایش یافته است. همچنین ۴۶ درصد گفتهاند اگر درآمدشان متوقف شود، حداکثر یک ماه میتوانند هزینههای ضروری خود را بدون گرفتار شدن در بدهی پوشش دهند.
اما شاید تکاندهندهترین نشانه، دادههای رسمی باشد. آمار کانادا در گزارشی که در سال ۲۰۲۶ منتشر کرد نشان داد در بهار ۲۰۲۵، ۳۹ درصد افراد ۱۵ ساله و بالاتر گفتند تأمین نیازهای مالی خانوارشان دشوار یا بسیار دشوار است؛ بیش از دو برابر رقم ۱۹ درصدی سال ۲۰۲۱.
این فشار فقط حساب بانکی را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ ذهن و روان را نیز فرسوده میکند. نظرسنجی سپتامبر ۲۰۲۶ مؤسسه Mental Health Research Canada نشان میدهد ۴۶ درصد مردم کانادا معتقدند هزینه زندگی به سلامت روان آنها آسیب میزند. ۳۷ درصد نیز از دشواری پرداخت کامل قبضهای خانوار و ۳۵ درصد از مشکل در تأمین یا حفظ مسکن پایدار خبر دادهاند.
در چنین شرایطی، اضطراب مالی دیگر یک مشکل فردی نیست؛ به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده است.
هزینه مسکن، مواد غذایی، انرژی، حملونقل و خدمات روزمره همچنان بخش بزرگی از درآمد خانوارها را میبلعد. حتی در شرایطی که نرخ تورم نسبت به سالهای اوج تورمی کاهش یافته، مردم هنوز با سطح قیمتی بسیار بالاتری نسبت به چند سال قبل زندگی میکنند.
از سوی دیگر، بازار کار نیز اطمینان سابق را ندارد. تازهترین نظرسنجی Angus Reid نشان میدهد ۸۷ درصد شاغلان شغل فعلی خود را امن میدانند، اما ۷۷ درصد کسانی که خودشان در جستوجوی کار هستند یا فردی نزدیک به آنها در این وضعیت قرار دارد، بازار کار را «بد» یا «بسیار بد» توصیف میکنند. حتی ۲۸ درصد کاناداییها انتظار دارند وضعیت مالیشان طی یک سال آینده بدتر شود.
پس راه خروج چیست؟
اولین قدم، پذیرفتن این واقعیت است که اضطراب مالی الزاماً نشانه ضعف یا بیمسئولیتی فرد نیست. وقتی هزینههای ضروری سریعتر از توان مالی خانوار رشد میکنند، نگرانی واکنشی طبیعی است.
با این حال، کنترل بخشهایی که در اختیار ماست میتواند فشار روانی را کاهش دهد: تهیه بودجه واقعی و نه ایدهآل، مشخص کردن هزینههای ضروری، ایجاد حتی یک صندوق اضطراری کوچک، کاهش بدهیهای پرهزینه و پرهیز از تصمیمهای مالی عجولانه در دوره اضطراب.
اما مسئولیت فقط بر دوش خانوادهها نیست. وقتی بخش بزرگی از جامعه درباره مسکن، غذا، شغل و آینده مالی خود نگران است، پاسخ باید فراتر از توصیههای فردی برای «کمتر خرج کردن» باشد. سیاستهای مسکن، دسترسی به خدمات سلامت روان، امنیت شغلی، رقابت در بازار مواد غذایی و حمایت از درآمد خانوارها همگی بخشی از راهحل هستند.
کانادا برای عبور از این دوره فقط به رشد اقتصادی نیاز ندارد؛ به احساس امنیت اقتصادی نیاز دارد. مردم باید بتوانند با وجود مشکلات، آینده را قابل پیشبینی ببینند.
جامعهای که میلیونها نفر در آن دائماً نگران اجاره ماه آینده، قبض بعدی یا پر شدن سبد خرید هستند، حتی اگر روی کاغذ رشد اقتصادی داشته باشد، از نظر روانی در وضعیت رفاه قرار ندارد.
اضطراب مالی شاید در حساب بانکی دیده نشود، اما اکنون یکی از واقعیترین هزینههایی است که کاناداییها پرداخت میکنند.








