چطور رابطه ما با خودمان میتواند کیفیت رابطهمان با دیگران را تغییر دهد؟

گاهی در روابط عاطفی، خانوادگی یا حتی کاری آنقدر درگیر خواستهها و نیازهای دیگران میشویم که خودمان را فراموش میکنیم. مدام کمک میکنیم، مسئولیت میپذیریم و تلاش میکنیم دیگران را راضی نگه داریم؛ اما در نهایت احساس خستگی، سردرگمی و نادیده گرفته شدن میکنیم. روانشناسان میگویند یکی از راههای خروج از این چرخه، «انتخاب کردن خود» است.
انتخاب خود به معنای خودخواهی یا خودشیفتگی نیست. منظور این است که برای نیازها، احساسات، خواستهها و سلامت خود نیز همان اندازهای ارزش قائل شویم که برای دیگران قائل هستیم. وقتی به خودمان توجه میکنیم، ابتدا بهتر متوجه میشویم چه احساسی داریم، چه چیزی میخواهیم و چه تغییراتی میتواند به نفعمان باشد. همین توجه میتواند ما را به تصمیمها و رفتارهای سالمتر هدایت کند.
در مقابل، نادیده گرفتن مداوم خود میتواند نشانههایی مانند فرسودگی، اختلال خواب، تغذیه نامناسب، سردرگمی درباره خواستههای شخصی، سرزنش دیگران و حتی واکنشهای عجولانه ایجاد کند. البته در دورههایی مانند بزرگ کردن فرزندان یا ساختن یک مسیر شغلی، طبیعی است که مدتی خودمان را در اولویت پایینتری قرار دهیم. مشکل زمانی آغاز میشود که این وضعیت طولانی شود و ارتباطمان با خودمان را از بین ببرد.
داستان مردی ۴۸ ساله به نام جورج نمونه جالبی از این موضوع است. او احساس میکرد همسر و فرزندانش دیگر او را انتخاب نمیکنند. اما بهتدریج متوجه شد خودش نیز مدتهاست به نیازهایش توجه نکرده؛ از خواب و تغذیه و ورزش گرفته تا مراقبتهای پزشکی، ارتباط با دوستان و حتی پیشرفت حرفهای. وقتی مسئولیت مراقبت از خودش را دوباره بر عهده گرفت، رابطهاش با خانواده نیز تغییر کرد. همسرش محبت بیشتری نشان داد و پسران نوجوانش تمایل بیشتری به گذراندن وقت با او پیدا کردند.
پیام اصلی این است: ما نمیتوانیم دیگران را مجبور کنیم ما را انتخاب کنند، اما میتوانیم خودمان را انتخاب کنیم. نحوه رفتار ما با خودمان، پیامی است که وارد روابطمان میکنیم. وقتی برای خود ارزش قائل میشویم، بدون آنکه گرفتار خودخواهی یا جلب رضایت دیگران شویم، به اطرافیان نیز نشان میدهیم که مسئولیت زندگی و ارزشمندی ما بر عهده خودمان است.







