چرا برای آدمهایی که هرگز ندیدهایم اهمیت قائل میشویم؟

چرا ازدواج یک سلبریتی، تولد فرزندش، جدایی یا حتی دعوای او با فردی دیگر میتواند برای ما جذاب و مهم باشد؛ حتی وقتی آن شخص هیچ اطلاعی از وجود ما ندارد؟ روانشناسان برای این پدیده مفهومی به نام رابطه شبهاجتماعی یا Parasocial Relationship دارند؛ رابطهای یکطرفه که در آن مخاطب بهتدریج احساس میکند یک چهره مشهور را میشناسد، در حالی که این آشنایی متقابل نیست.
این ایده نخستین بار در دهه ۱۹۵۰ مطرح شد. پژوهشها نشان میدهند هرچه بیشتر یک چهره را ببینیم و درباره زندگی، علایق و دیدگاههایش اطلاعات کسب کنیم، احساس آشنایی ما با او بیشتر میشود. در نهایت ممکن است ذهنمان او را نه یک غریبه، بلکه فردی شبیه دوست یا آشنای قدیمی تصور کند.
شبکههای اجتماعی این پدیده را چند برابر کردهاند. زمانی برای دیدن یک ستاره سینما باید منتظر مصاحبه تلویزیونی یا مجله میماندیم؛ اما امروز سلبریتیها تقریباً همیشه در تلفن همراه ما حضور دارند. صبحانهشان را میبینیم، از سفرشان باخبر میشویم، تولدشان را دنبال میکنیم، عکس حیوان خانگیشان را میبینیم و حتی از شکست عشقی یا احساسات شخصیشان مطلع میشویم.
این افشاگریهای شخصی تصادفی نیستند. پژوهشی روی ۴۲۹ دنبالکننده سلبریتیها نشان داد وقتی چهرههای مشهور درباره زندگی کاری و شخصی خود اطلاعات بیشتری به اشتراک میگذارند، مخاطبان احساس نزدیکی بیشتری میکنند؛ گویی رابطهای واقعی در جریان است.
اما این نزدیکی همیشه به علاقه ختم نمیشود. گاهی هرچه بیشتر با زندگی یک سلبریتی آشنا شویم، بیشتر چیزهایی میبینیم که دوست نداریم.
ماجرا یک بُعد اقتصادی مهم هم دارد. احساس صمیمیت میتواند بر اینکه به چه کسی اعتماد میکنیم، به چه چیزی توجه میکنیم و چه محصولی میخریم اثر بگذارد. به همین دلیل، صمیمیتی که در شبکههای اجتماعی تجربه میکنیم برای صنعت بازاریابی ارزش مالی دارد.
پس اگر احساس میکنید زندگی یک فرد مشهور که هرگز ندیدهاید برایتان عجیبوغریب مهم شده، ذهن شما لزوماً فریب نخورده است؛ مغز انسان به آشنایی و تکرار پاسخ میدهد. اما در عصر شبکههای اجتماعی، این احساس آشنایی فقط یک تجربه روانشناختی نیست؛ بلکه توجه شما به یک کالای ارزشمند تبدیل شده است.







