مقالاتمقالات اجتماعی

کانادا؛ جایی که تفاوت‌ها به ثروت تبدیل می‌شوند؛ چندفرهنگی‌گرایی، موتور اقتصاد کانادا

یادداشت هفته به قلم: شاکه آیوازیان – اگر قرار باشد یکی از مهم‌ترین مزیت‌های رقابتی کانادا در اقتصاد قرن بیست‌ویکم را نام ببریم، شاید پاسخ فقط منابع طبیعی، نظام بانکی یا فناوری نباشد؛ یک سرمایه کمتر قابل اندازه‌گیری اما بسیار قدرتمند در قلب اقتصاد کشور قرار دارد: تنوع انسانی.

کانادا سال‌هاست که مهاجرت را صرفاً به‌عنوان راهی برای افزایش جمعیت یا پر کردن مشاغل خالی نگاه نمی‌کند. چندفرهنگی‌گرایی یا multiculturalism به بخشی از هویت سیاسی و اجتماعی کشور تبدیل شده و اکنون شواهد اقتصادی نشان می‌دهد که این تنوع، اگر درست مدیریت شود، می‌تواند به تجارت، کارآفرینی، نوآوری و رشد اقتصادی قدرت بدهد. کانادا نخستین کشور جهان بود که در سال ۱۹۷۱ چندفرهنگی‌گرایی را به‌عنوان سیاست رسمی پذیرفت و در سال ۱۹۸۸ آن را در قانون تثبیت کرد.

اما ارزش واقعی این سیاست را نباید فقط در جشنواره‌های فرهنگی، رستوران‌های بین‌المللی یا محله‌های چندزبانه جست‌وجو کرد. تنوع انسانی، در بسیاری از موارد یک دارایی اقتصادی است.

امروز حدود ۲۳ درصد جمعیت کانادا مهاجر هستند، اما سهم آن‌ها از نیروی کار به حدود ۲۸.۹ درصد رسیده است. مهاجران همچنین حدود نیمی از دارندگان مدارک دانشگاهی در رشته‌های STEM را تشکیل می‌دهند؛ یعنی بخشی قابل توجه از سرمایه انسانی مورد نیاز برای فناوری، مهندسی، علوم و اقتصاد دانش‌بنیان از خارج از کانادا وارد شده است.

مهاجران در ساختن کسب‌وکار نیز نقش پررنگی دارند. کانادا بیش از ۸۰۰ هزار مهاجر خوداشتغال دارد و بیش از ۲۵۰ هزار نفر از آن‌ها کارمند استخدام کرده‌اند. چنین آماری نشان می‌دهد مهاجرت فقط نیروی کار به اقتصاد اضافه نمی‌کند؛ کارفرما، سرمایه‌گذار و کارآفرین نیز تولید می‌کند.

شاید جذاب‌ترین بخش ماجرا در تجارت خارجی دیده شود. گزارش «وضعیت تجارت کانادا ۲۰۲۵» نشان می‌دهد ۳۱.۲ درصد از شرکت‌های کوچک و متوسط کانادا تحت رهبری مهاجران قرار دارند. از این میان، ۲۰ درصد صادرکننده‌اند؛ در مقابل، این رقم برای شرکت‌های تحت مدیریت متولدین کانادا ۱۲.۹ درصد است. حتی مهم‌تر اینکه حدود سه‌چهارم افزایش سهم شرکت‌های کوچک و متوسط صادرکننده از سال ۲۰۱۷، به کسب‌وکارهای مهاجران مربوط بوده است.

علت چندان پیچیده نیست. کسی که در هند، چین، ایران، فیلیپین، آفریقا یا آمریکای لاتین متولد شده و در کانادا کسب‌وکاری راه انداخته، اغلب زبان، شناخت فرهنگی و شبکه‌های ارتباطی دارد که می‌تواند دروازه‌ای به بازارهای دیگر باشد. کسب‌وکارهای مهاجران بازارهای متنوع‌تری را هدف می‌گیرند و وابستگی کانادا به بازار آمریکا را کاهش می‌دهند.

این نکته برای کانادا، کشوری که اقتصادش به تجارت خارجی وابسته است، اهمیت استراتژیک دارد. تجارت کالا و خدمات حدود دو سوم تولید ناخالص داخلی کانادا را تشکیل می‌دهد و صادرات از نزدیک به چهار میلیون شغل پشتیبانی می‌کند. بنابراین، هر ارتباط انسانی که یک شرکت کانادایی را به بازار تازه‌ای در آسیا، خاورمیانه، آفریقا یا اروپا متصل کند، می‌تواند ارزشی بسیار فراتر از یک رابطه شخصی داشته باشد.

با این حال، دفاع از چندفرهنگی‌گرایی نباید به معنای نادیده گرفتن مشکلات مهاجران باشد. اتفاقاً اگر کانادا می‌خواهد از این سرمایه انسانی بیشترین بهره را ببرد، باید مانع هدررفت استعدادها شود. یک گزارش دولتی در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد ۲۵.۲ درصد مهاجران دارای مدرک دانشگاهی در سن کار ، خود را برای شغلشان بیش‌ازحد واجد شرایط می‌دانستند؛ این رقم برای متولدین کانادا ۱۹.۱ درصد بود.

این یعنی مهندس مهاجر نباید سال‌ها مجبور باشد شغلی بسیار پایین‌تر از تخصصش داشته باشد؛ پزشک نباید در انتظار طولانی برای به رسمیت شناخته شدن مهارت‌هایش بماند؛ و کارآفرین مهاجر نباید به دلیل نبود شبکه یا شناخت کافی از سیستم مالی و اداری، از رشد بازبماند.

پس بحث واقعی درباره چندفرهنگی‌گرایی این نیست که آیا فرهنگ‌های مختلف باید در کنار یکدیگر زندگی کنند یا نه. سوال مهم‌تر این است که آیا کانادا می‌تواند از این تنوع به‌عنوان یک مزیت اقتصادی استفاده کند؟

تنوع زمانی به موتور رشد تبدیل می‌شود که به فرصت برابر، آموزش، دسترسی به سرمایه، شناخت مدارک، مشارکت اجتماعی و امکان پیشرفت اقتصادی متصل شود. در غیر این صورت، کانادا فقط جمعیتی متنوع خواهد داشت؛ نه الزاماً اقتصادی قدرتمندتر.

 

منبع خبــــــر

 

 


نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock را متوقف کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید