از افسانه باستانی تا توهم اینترنتی؛ نظریه زمین تخت چگونه دوباره زنده شد؟

باور به «زمین تخت» یکی از قدیمیترین تصورات بشر درباره جهان است، اما نسخه امروزی آن ریشهای کاملاً متفاوت و شگفتانگیز دارد. هزاران سال پیش، تمدنهایی مانند مصر و بینالنهرین زمین را صفحهای مسطح زیر گنبدی آسمانی تصور میکردند. این دیدگاه نه یک توطئه، بلکه توضیحی منطقی بر اساس مشاهدات محدود انسانهای آن زمان بود.
اما این تصور خیلی زود توسط دانشمندان یونان باستان رد شد. فیلسوفانی مانند فیثاغورس و ارسطو با مشاهده سایه زمین در ماهگرفتگی و تغییر صورتهای فلکی نشان دادند که زمین کروی است. بعدها، اراتوستن حتی محیط زمین را با دقتی شگفتانگیز محاسبه کرد، آن هم بیش از دو هزار سال پیش.
برخلاف یک باور رایج، مردم قرون وسطی نیز به تخت بودن زمین اعتقاد نداشتند. این افسانه در قرن نوزدهم توسط نویسندهای به نام واشینگتن اروینگ احیاء شد تا داستان کریستف کلمب را جذابتر کند. در واقع، بحث اصلی آن زمان درباره اندازه اقیانوسها بود، نه شکل زمین.
نسخه مدرن نظریه زمین تخت از فردی به نام ساموئل روبوثام در قرن نوزدهم آغاز شد. او با انجام آزمایشی روی یک کانال آب در انگلستان ادعا کرد که انحنای زمین وجود ندارد. اما نتیجهگیری او به دلیل نادیده گرفتن پدیدهای به نام شکست نور در هوا اشتباه بود. با این حال، او با سخنرانیها و کتابهایش پیروانی پیدا کرد و پایهگذار یک جنبش شد.
این ایده بعدها توسط گروههای کوچک حفظ شد، اما هرگز فراگیر نبود تا اینکه اینترنت، بهویژه یوتیوب، آن را دوباره زنده کرد. از حدود سال ۲۰۱۱، ویدئوهای مرتبط با زمین تخت بهتدریج محبوب شدند و تا سال ۲۰۱۶ به یک جنبش آنلاین تبدیل شدند. الگوریتمها، فرهنگ تئوری توطئه و بیاعتمادی به نهادهای علمی نقش مهمی در این رشد داشتند.
امروزه، حدود ۱۰ درصد از آمریکاییها با این ایده موافقاند، هرچند بسیاری از آنها بیشتر دچار تردید و بیاعتمادیاند تا باور قطعی. در واقع، زمین تخت بیش از آنکه یک نظریه علمی باشد، بازتابی از شک و بیاعتمادی مدرن به دانش و نهادهای رسمی است.







