مقالاتمقالات سیاسی

کانادا در حال چرخش تاریخی به سوی اروپا؛ نقشه کارنی برای شکستن سلطه آمریکا

یادداشت هفته به قلم: شاکه آیوازیان  – بحران تجاری میان کانادا و آمریکا دیگر فقط یک اختلاف بر سر تعرفه اتومبیل، فولاد یا کالاهای کشاورزی نیست. آنچه در حال شکل‌گیری است، بسیار بزرگ‌تر و عمیق‌تر است: بازتعریف جایگاه کانادا در جهان. تکیه بیش از حد بر بازار آمریکا، که دهه‌ها ستون اصلی اقتصاد کانادا بوده، در شرایطی که واشنگتن از تجارت به‌عنوان ابزار فشار سیاسی استفاده می‌کند، به یک نقطه ضعف استراتژیک تبدیل شده است.

پیشنهاد بحث‌برانگیز نزدیک‌تر شدن کانادا به اتحادیه اروپا، باید از همین زاویه دیده شود. کارنی اکنون از «عضویت» رسمی کانادا در اتحادیه اروپا سخن نمی‌گوید و تأکید کرده است که اتاوا به دنبال نوعی ائتلاف منحصربه‌فرد با اروپاست. اما همین تغییر ادبیات نیز نشان می‌دهد که دولت کانادا به دنبال چیزی بسیار فراتر از یک توافق تجاری معمولی است.

ایده اصلی این است که کانادا بتواند بدون ترک آمریکای شمالی، در بخش‌هایی از اقتصاد اروپا جای پای بسیار محکم‌تری پیدا کند؛ از انرژی و مواد معدنی حیاتی گرفته تا هوش مصنوعی، فناوری، دفاع، زیرساخت‌های دیجیتال و زنجیره‌های تأمین. حتی بحث‌هایی درباره تسهیل رفت‌وآمد نیروی کار، همکاری‌های علمی و دسترسی آسان‌تر به بازارهای اروپایی مطرح شده است. چنین مدلی می‌تواند برای کانادا یک مزیت تاریخی ایجاد کند: دسترسی هم‌زمان به بازار آمریکای شمالی و یک شریک قدرتمند در آن سوی اقیانوس اطلس.

اما چرا حالا؟

پاسخ را باید در واشنگتن جست‌وجو کرد. دولت دونالد ترامپ با افزایش تعرفه‌ها و تهدید به اعمال فشارهای بیشتر بر کانادا، به اتاوا یادآوری کرده که وابستگی اقتصادی می‌تواند در زمان بحران به اهرم سیاسی تبدیل شود. 

این وضعیت یک پرسش اساسی ایجاد کرده است: آیا کانادا باید همچنان تلاش کند رابطه قدیمی خود با آمریکا را ترمیم کند، یا از این بحران برای ساختن یک مدل اقتصادی مستقل‌تر استفاده کند؟

پاسخ، احتمالاً هیچ‌کدام از این دو گزینه به‌تنهایی نیست.

کانادا نمی‌تواند یک‌شبه از آمریکا فاصله بگیرد. واقعیت اقتصادی بسیار ساده است: آمریکا همچنان بزرگ‌ترین شریک تجاری کاناداست و بخش عظیمی از صادرات کشور راهی بازار جنوب می‌شود. بنابراین تصور جایگزینی اروپا به جای آمریکا، دست‌کم در کوتاه‌مدت، بیشتر یک خیال سیاسی است تا برنامه اقتصادی عملی.

اما این به معنای ادامه وابستگی گذشته هم نیست.

اشتباه اصلی کانادا طی دهه‌های گذشته شاید این بوده که امنیت اقتصادی را بیش از حد با نزدیکی جغرافیایی اشتباه گرفته است. 

اتحادیه اروپا بازاری عظیم، اقتصادهای پیشرفته، فناوری، سرمایه و ظرفیت گسترده‌ای در حوزه انرژی و دفاع دارد. در مقابل، کانادا منابعی در اختیار دارد که اروپا به آنها نیازمند است: مواد معدنی حیاتی، انرژی، نیروی انسانی متخصص و ظرفیت‌های فناورانه. این رابطه می‌تواند برای هر دو طرف سودمند باشد. ایجاد امکان رفت‌وآمد و کار آسان‌تر برای شهروندان کانادایی در اروپا نیز مطرح شده است. ایده‌ای که در بحبوحه تهدیدهای جدید ترامپ علیه صنعت اتومبیل کانادا، می‌تواند به معنای نزدیک‌تر شدن تدریجی بازارهای کار دو سوی اقیانوس اطلس باشد. 

با این حال، نباید این چرخش را بیش از حد رمانتیک کرد. حتی اروپا نیز برای کانادا شریک بی‌نقصی نیست. بروکسل ساختار پیچیده و کند تصمیم‌گیری دارد و هنوز همه کشورهای عضو اتحادیه توافق تجاری کانادا و اروپا را تصویب نکرده‌اند. بنابراین اگر کانادا نتواند موانع داخلی خود را کاهش دهد و در تجارت، انرژی و مقررات هماهنگ‌تر عمل کند، نزدیک شدن به اروپا صرفاً به یک شعار دیپلماتیک تبدیل خواهد شد.

آمریکا شاید می‌خواهد کانادا را وادار به عقب‌نشینی کند؛ اما ممکن است ناخواسته کانادا را وادار کند به فکر ساختن آینده‌ای باشد که فقط به واشنگتن وابسته نیست.

اگر این تغییر با سیاست‌گذاری هوشمندانه همراه شود، ماجرا دیگر فقط «چرخش کانادا به سوی اروپا» نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند آغاز دوران چندقطبی شدن اقتصاد کانادا باشد.

 

منبع خبــــــر

 

 


نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock را متوقف کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید