آقای کارنی! پا را از گلیم خود فراتر گذاشتهاید؛ جزایر ایران ملک پدری شما نیست!

یادداشت هفته به قلم: شاکه آیوازیان – موضعگیری اخیر مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، درباره جزایر سهگانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، نهتنها اقدامی نسنجیده و غیرمسئولانه در عرصه دیپلماسی است، بلکه نمونهای آشکار از عبور یک مقام سیاسی از حدود اختیارات و مسئولیتهای خود به شمار میرود. آقای کارنی! بر اساس کدام صلاحیت سیاسی و حقوقی، درباره مالکیت سرزمینی کشوری دیگر موضعگیری میکنید و به خود اجازه میدهید حاکمیت ایران بر بخشی از خاک این کشور را زیر سوال ببرید؟
در بیانیه مشترک ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶، پس از دیدار کارنی با شیخ خالد بن محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد ابوظبی، دولت کانادا و امارات نهتنها ادعای امارات درباره سه جزیره را تأیید کردند، بلکه حضور ایران در این جزایر را «اشغال» خواندند و خواستار پایان آن شدند. این دیگر یک اظهار نظر دیپلماتیک معمولی یا تأکید بر حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات نیست؛ این جانبداری صریح از ادعای ارضی یک کشور علیه کشور دیگر است.
کارنی ظاهراً فراموش کرده است که نخستوزیر کانادا است، نه سخنگوی سیاست خارجی امارات! امضای یک بیانیه مشترک با یک مقام اماراتی، به او اختیار نمیدهد درباره مالکیت سرزمینی ایران حکم صادر کند. احترام به حاکمیت ملی کشورها یکی از اصول بنیادین روابط بینالملل است؛ اصلی که اتفاقاً خود کانادا در برابر تهدیدها و ادعاهای ارضی دیگران، همواره بر آن تأکید کرده است.
نکته تأسفبارتر آن است که همین بیانیه مشترک، در بخش دیگری بر منشور سازمان ملل متحد، احترام به تمامیت ارضی کشورها، عدم مداخله در امور داخلی و حل مسالمتآمیز اختلافات تأکید میکند. چگونه میتوان همزمان از این اصول سخن گفت و در همان سند، حاکمیت یک کشور بر سرزمینی را که دههها تحت اداره آن بوده است، با ادبیات قطعی و یکطرفه زیر سوال برد؟ این تناقض آشکار، اعتبار ادعای پایبندی به حقوق بینالملل را مخدوش میکند.
پرسش اساسی اینجاست: چرا مارک کارنی در برابر چنین ادعایی، اینچنین قاطع موضع گرفته است؟ آیا منافع اقتصادی و تجاری کانادا در گسترش مناسبات با امارات، از جمله توافق تجارت آزاد و همکاریهای راهبردی و سرمایهگذاری، در این تصمیم بیتأثیر بوده است؟ آیا قرار است در ازای گسترش روابط اقتصادی، اصولی که کانادا مدعی دفاع از آنهاست، به حاشیه رانده شوند؟ این پرسش حق افکار عمومی است و دولت کانادا باید درباره آن پاسخگو باشد.
از سوی دیگر، واکنش ایرانیان کانادا نشان داد که این موضوع نه یک اختلاف دوردست و بیاهمیت، بلکه مسالهای عمیقاً مرتبط با هویت ملی و تمامیت ارضی ایران است. روز یکشنبه اول نوامبر، ایرانیان تورنتو در میدان مل لستمن گرد هم آمدند تا اعتراض خود را به موضع دولت کارنی اعلام کنند. حضور ایرانیان با دیدگاهها و گرایشهای سیاسی متفاوت، پیام روشنی داشت: مخالفت با جمهوری اسلامی، به معنای بیتفاوتی در برابر ادعاهای ارضی علیه ایران نیست.
این همان نکتهای است که باید در اتاوا شنیده شود. برای رساندن اعتراض به گوش کارنی جهت تغییر موضع و عذرخواهی از ایرانیان، نامهای تهیه شده و از ایرانیان خواسته شد آن را امضاء کنند.
ایرانیان خارج از کشور ممکن است درباره آینده سیاسی ایران، عملکرد حکومت و شیوه اداره کشور اختلافنظر داشته باشند، اما تمامیت ارضی ایران موضوعی فراتر از اختلافات سیاسی و جناحی است. هیچ دولتی نباید تصور کند که اختلافات داخلی ایرانیان، فرصتی برای عادیسازی ادعاهای ارضی علیه کشورشان فراهم میکند.
آقای کارنی! کانادا کشوری است که خود با حساسیت فراوان از استقلال، مرزها و حاکمیت ملیاش دفاع میکند. شما بهتر از بسیاری میدانید که وقتی رئیسجمهور آمریکا از تبدیل کانادا به ایالت پنجاهویکم سخن میگوید، مردم و دولت کانادا آن را صرفاً یک اظهار نظر سیاسی تلقی نمیکنند. پس چگونه انتظار دارید ایرانیان در برابر زیر سوال رفتن حاکمیت سرزمینی کشورشان سکوت کنند؟
پیام ایرانیان به نخستوزیر کانادا روشن است: آقای کارنی، پا را از گلیم خود فراتر گذاشتهاید! جزایر سهگانه ایران نه موضوع معاملههای اقتصادی شما با امارات هستند و نه ابزاری برای جلب رضایت متحدان منطقهایتان.







