والد نیستی؛ پس چرا درباره تربیت بچه من نظر میدهی؟

آیا کسی که خودش فرزند ندارد، حق دارد درباره تربیت بچهها نظر بدهد؟ این سوال ساده، بحثی پیچیدهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد؛ چون نداشتن فرزند لزوماً به معنای نداشتن تجربه، دانش یا ارتباط با کودکان نیست.
آپریل اسپیلر، معلمی با ۱۱ سال سابقه، میگوید در طول فعالیت حرفهای خود با بیش از ۲ هزار کودک سروکار داشته است. با این حال، تجربه او نشان داده که توصیههایش تنها به این دلیل که مادر نیست، چندان جدی گرفته نمیشود. او در نهایت تصمیم گرفته نظراتش را برای خودش نگه دارد.
از سوی دیگر، برخی والدین میگویند افراد بدون فرزند معمولاً فقط بخشی از واقعیت تربیت کودک را میبینند. والنتینا ربچینی، مادر یک نوجوان ۱۴ ساله، معتقد است بسیاری از توصیهها بدون شناخت شرایط خانوادگی، سابقه رشدی کودک یا تفاوتهای فردی او مطرح میشوند. برای مثال، کسی ممکن است پیش از بچهدار شدن بگوید هرگز اجازه استفاده از تبلت یا تلویزیون را به فرزندش نمیدهد، اما پس از مواجهه با واقعیتهای زندگی، نظرش تغییر کند.
با این حال، همه والدین چنین دیدگاهی ندارند. برخی میگویند بهترین توصیههایشان گاهی از سوی دوستانی آمده که خودشان فرزند ندارند اما تجربه تخصصی در زمینه کودکان دارند؛ از جمله معلم آموزش ویژه یا مدافع حقوق کودک. از این دیدگاه، ارزش یک توصیه بیشتر به منبع دانش و نحوه بیان آن بستگی دارد تا صرفاً به داشتن یا نداشتن فرزند.
یک متخصص اخلاق نیز تأکید میکند که یک روانپزشک کودک، معلم یا فردی که تجربه مرتبط دارد، میتواند اطلاعات ارزشمندی ارائه دهد، حتی اگر خودش والد نباشد. در عین حال، توصیهای که بدون درخواست و با لحن قضاوتگرانه مطرح شود، معمولاً بیشتر شبیه انتقاد تلقی میشود تا کمک.
در نهایت، مساله شاید این نباشد که آیا حق داری نظر بدهی؟ بلکه این باشد که آیا طرف مقابل واقعاً از تو نظر خواسته است؟
گاهی بهترین توصیه، همان توصیهای است که کمی دیرتر و فقط وقتی شنیده میشود که کسی آماده شنیدنش باشد.







