ترس از اضافهوزن: وقتی بدن به منبع دائمی اضطراب تبدیل میشود

اضافهوزنهراسی یا «اوبیسیفوبیا» به ترس شدید و غیرمنطقی از چاق شدن گفته میشود؛ حالتی که در آن فرد، حتی در وزن طبیعی، دائماً نگران افزایش وزن است. این ترس با احساس ساده گناه پس از پرخوری فرق دارد و میتواند به یک اختلال اضطرابی جدی تبدیل شود.
افراد مبتلا، زندگی روزمره خود را بر اساس کنترل دقیق وزن تنظیم میکنند. شمارش وسواسگونه کالری، وزنکشی چندباره در روز، ورزش اجباری برای «سوزاندن کالری» و انتخابهای سختگیرانه غذایی از رفتارهای رایج آنهاست. غذا خوردن برایشان لذت یا نیاز طبیعی نیست، بلکه به یک مساله دائمی مدیریت و کنترل تبدیل میشود. حتی گاهی از دعوتهای اجتماعی یا رستورانها اجتناب میکنند و غذای خود را از خانه میآورند تا از هر گونه «لغزش» جلوگیری کنند.
این وضعیت میتواند به کمخوری شدید، سوءتغذیه و در مواردی نزدیک شدن به گرسنگی منجر شود. همزمان، فشار ذهنی شدید باعث میشود فرد با بدن خود رابطهای خصمانه پیدا کند و در آینه، به جای واقعیت، مجموعهای از ایرادها را ببیند. اوبیسیفوبیا همچنین میتواند با اختلالات دیگری مانند افسردگی، وسواس فکری-عملی، اختلالات خوردن و بدشکلی بدنی همراه شود.
این ترس معمولاً ناگهانی ایجاد نمیشود، بلکه بهتدریج شکل میگیرد. فرهنگ اجتماعیِ ستایش لاغری، تبلیغات مربوط به بدن ایدهآل، برنامههای «تحول بدن» و فشار رسانههای اجتماعی همگی در شکلگیری آن نقش دارند. در چنین فضایی، چاقی اغلب با تنبلی یا شکست شخصی برابر دانسته میشود و همین قضاوتها ترس از برچسبخوردن را تشدید میکند.
تجربیات تلخ دوران کودکی مانند تمسخر بدنی، والدین وسواسی نسبت به رژیم، یا زورگویی در مدرسه نیز میتواند این ترس را در ذهن فرد تثبیت کند. برای برخی افراد، کنترل وزن راهی برای فرار از خاطرات شرم، طردشدگی یا تحقیر است.
در نهایت، افرادی که زمینه اضطراب دارند، بیشتر در معرض این مشکل هستند. کنترل افراطی غذا ممکن است در ابتدا احساس امنیت ایجاد کند، اما بهتدریج به چرخهای از ترس و وسواس تبدیل میشود.






