نقش والدین در اعتماد بهنفس کودکان در عصر شبکههای اجتماعی

هر جا را که نگاه میکنیم، صحبت از این است که چطور باید کودکان را در شبکههای اجتماعی ایمن نگه داشت؛ اغلب هم با این توصیه ساده که بهتر است تا میشود آنها را از این فضا دور کرد. اما شبکههای اجتماعی بخشی ماندگار از زندگی امروزند و اعتمادبهنفس با دوری کامل ساخته نمیشود. والدینی که فرزندانی بااعتمادبهنفس تربیت میکنند، میدانند وظیفهشان فقط محافظت نیست، بلکه کمک به کودک برای حرکت در جهان با قدرت عاطفی، خودباوری و تابآوری است.
البته خطرهایی مثل قلدری آنلاین یا افراد سودجو واقعی و جدیاند، اما بسیاری از آسیبهای روزمره به اعتمادبهنفس کودک از لحظههای ظریفتری میآیند؛ دیدن زندگیهای بینقص دیگران، مقایسه مداوم خود با آن تصویرهای گلچینشده، یا گره زدن ارزش شخصی به تعداد لایکها. اینها آرام و بیصدا عزتنفس را فرسایش میدهند. والدین آگاه به جای کنترل همه چیز، به فرزندشان یاد میدهند احساساتش را بشناسد، دربارهشان حرف بزند و به هویت واقعی خودش تکیه کند.
نخست، احساسات کودک را وقتی احساس طردشدن میکند جدی میگیرند. به جای نصیحت و قضاوت، گوش میدهند و همدلی میکنند. پرسیدن سوالهای باز کمک میکند کودک دیده شود و کمکم راه کنار آمدن با احساسش را پیدا کند. تأیید عاطفی به او میآموزد احساساتش مهماند و میتواند از پسشان بربیاید.
دوم، تجربههای شخصی خودشان از ماندن و تنهایی را با فرزند در میان میگذارند. وقتی کودک میبیند این احساسات برای بزرگترها هم پیش آمده، یاد میگیرد طبیعیاند و گذرا. والدینی که نشان میدهند زندگی پرمعنا و درگیر واقعی از نمایش آنلاین مهمتر است، الگوی سالمی میسازند.
سوم، به کودک کمک میکنند درباره دلیل پست گذاشتن و تأثیرش بر حالش فکر کند. وقتی ارزش خود به تأیید دیگران وابسته شود، اضطراب و نارضایتی بیشتر میشود. گفتوگوی صادقانه به کودک کمک میکند بفهمد چه چیزی واقعاً حالش را بهتر میکند.
شبکههای اجتماعی بخشی از مسیر رشد این نسلاند. باز نگه داشتن راه گفتوگوی امن و بدون قضاوت، بهترین کمک برای عبور کودک از این مرحله حساس است.










