مقالاتمقالات اقتصادی

پایان خیال« ثبات» ؟ کانادا و واقعیت اقتصاد جهانی خشن‌تر

یادداشت هفته به قلم: شاکه آیوازیان – کانادا مدت‌ها کشوری بود که در آرامش نسبی زندگی می‌کرد؛ کشوری که تصور می‌کرد ثبات، یک ویژگی دائمی است نه یک وضعیت شکننده. اما امروز، حال‌وهوای عمومی چیز دیگری است: نوعی نگرانی خاموش و مداوم که در لایه‌های اقتصاد، سیاست و حتی گفت‌وگوهای روزمره مردم رسوخ کرده است. آینده دیگر بدیهی به نظر نمی‌رسد.

اکنون مجموعه‌ای از فشارهای بیرونی و داخلی در حال شکل دادن به واقعیتی تازه‌اند. صنایع سنتی در برخی استان‌ها با کندی یا توقف مواجه شده‌اند، سرمایه‌گذاری‌ها در حوزه‌هایی مانند اتومبیل‌های برقی با تردید روبه‌روست، و کشاورزان در بازارهای محافظت‌شده خود، نسبت به تغییرات احتمالی احساس ناامنی می‌کنند. 

در چنین فضایی، روابط اقتصادی کانادا با ایالات متحده، که سال‌ها ستون اصلی رشد کشور بوده، بیش از هر زمان دیگری زیر ذره‌بین قرار گرفته است. این وضعیت، کانادا را در موقعیتی قرار داده که دیگر نمی‌تواند صرفاً به نقش «شریک قابل پیش‌بینی» در اقتصاد آمریکای شمالی تکیه کند.

در واکنش به این شرایط، نوعی موج تازه از ملی‌گرایی اقتصادی شکل گرفته است. نشانه‌های آن را می‌توان در افزایش تمایل مردم به مصرف کالاهای داخلی، حمایت از تولید ملی و حتی رفتارهای نمادین ساده اما معنادار دید. گویی جامعه به این نتیجه رسیده که اتکا به گذشته کافی نیست و باید تعریف تازه‌ای از خود ارائه دهد.

در سطح سیاسی، این تغییر جهت با سرعت بیشتری دنبال می‌شود. دولت تلاش می‌کند مسیرهای تازه‌ای برای کاهش وابستگی به یک شریک تجاری غالب پیدا کند و همزمان زیرساخت‌های اقتصادی کشور را بازطراحی نماید. پروژه‌های بزرگ در حوزه انرژی، منابع معدنی، حمل‌ونقل و فناوری دوباره در مرکز توجه قرار گرفته‌اند؛ پروژه‌هایی که سال‌ها در پیچ‌وخم بوروکراسی متوقف مانده بودند.

اما واقعیت این است که بازسازی اقتصاد ملی، تنها با شعار یا تغییر جهت سیاسی ممکن نیست. این کار نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین، تصمیم‌گیری‌های سخت و پذیرش ریسک است. کانادا سال‌ها به ثبات مالی و رفتار محافظه‌کارانه در سرمایه‌گذاری خو گرفته بود؛ همین موضوع باعث شد بخش‌هایی از اقتصاد نوآور کمتر از ظرفیت واقعی خود رشد کنند.

اکنون بحث‌های جدی‌تری درباره ضرورت سرمایه‌گذاری در بخش‌های حیاتی مانند انرژی، معدن، کشاورزی پیشرفته، فناوری و زیرساخت‌های دیجیتال مطرح شده است. بسیاری از کارشناسان هشدار می‌دهند که بدون نوسازی این حوزه‌ها، کانادا نمی‌تواند جایگاه خود را در اقتصاد جهانی آینده حفظ کند. شبکه برق، سیستم حمل‌ونقل و زیرساخت‌های صنعتی کشور در بسیاری موارد به دهه‌های گذشته تعلق دارند و برای نیازهای جدید آماده نیستند.

در کنار این تحولات اقتصادی، سیاست خارجی کانادا نیز وارد مرحله‌ای فعال‌تر شده است. تلاش برای گسترش روابط تجاری با مناطق مختلف جهان، کاهش تمرکز بر یک بازار واحد و بازتعریف نقش کشور در نظم اقتصادی جهانی، بخشی از این رویکرد جدید است. این تغییر مسیر، اگرچه فرصت‌های تازه‌ای ایجاد می‌کند، اما بدون چالش هم نیست و ممکن است واکنش قدرت‌های بزرگ اقتصادی را به همراه داشته باشد.

در همین میان، موضوع دفاع و امنیت نیز دوباره اهمیت یافته است. افزایش بودجه نظامی و توجه به امنیت قطب شمال، نشان می‌دهد که کانادا دیگر نمی‌تواند صرفاً بر فرض «امنیت طبیعی» تکیه کند. جهان اطراف در حال تغییر است و حتی کشورهایی با موقعیت جغرافیایی امن نیز مجبور به بازنگری در سیاست‌های دفاعی خود شده‌اند.

با وجود همه این نگرانی‌ها، یک نکته قابل توجه وجود دارد: نوعی بیداری جمعی. جامعه‌ای که شاید سال‌ها در آرامش نسبی زندگی کرده بود، اکنون درباره استقلال اقتصادی، تاب‌آوری و آینده‌سازی بیشتر صحبت می‌کند. این تغییر ذهنیت، شاید مهم‌ترین تحول این دوره باشد.

در نهایت، می‌توان گفت کانادا در یک نقطه گذار تاریخی قرار دارد؛ جایی میان گذشته‌ای مبتنی بر ثبات و آینده‌ای که نیازمند چابکی، نوآوری و جسارت است. فشارهای بیرونی، هرچند نگران‌کننده، شاید همان نیرویی باشند که این کشور را از وضعیت رکود ذهنی خارج کرده‌اند.

اگر این لحظه به‌درستی مدیریت شود، ممکن است کانادا نه‌تنها از یک بحران عبور کند، بلکه شکل تازه‌ای از خود بسازد؛ کشوری که کمتر به عادت‌ها تکیه دارد و بیشتر بر توانایی سازگاری خود حساب می‌کند.

منبع خبــــــر

 

 


نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock را متوقف کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید