از درمان تا فرسودگی؛ روایت زن کانادایی از زندگی بعد از سرطان

برای خیلیها، پایان درمان سرطان یعنی پایان یک مسیر سخت؛ اما برای «الویرا اسپریمو» این تازه شروع یک چالش جدید بود.
او پس از پنج سال مبارزه موفق با سرطان سینه در اتاوا، با خستگی شدید و مداومی روبهرو شد که زندگی روزمرهاش را مختل کرده بود. این خستگی بهقدری جدی بود که حتی بازگشت به کار برایش دشوار شد و مجبور شد مرخصی پزشکی خود را تمدید کند. خودش میگوید: «نمیتوانستم توضیح بدهم چه اتفاقی برایم افتاده… فقط دائماً خسته بودم.»
او بهطور اتفاقی با کلینیکی در تورنتو به نام Cancer Fatigue Services آشنا شد؛ مرکزی که بهطور تخصصی روی خستگی ناشی از سرطان کار میکند. پس از انجام ارزیابیهای دقیق، مشخص شد که او در چندین سطح مختلف دچار خستگی مزمن است.
با معرفی پزشک، یک برنامه درمانی شامل تمرینات فیزیکی تدریجی برای او طراحی شد. شروع این مسیر آسان نبود — حتی انجام حرکات ساده برایش دردناک بود. او ابتدا با دوچرخه ثابت و تمرینات سبک آغاز کرد و بهمرور به تمرینات شدیدتر رسید.
در کنار آن، شرکت در جلسات گروهی با حضور مددکار اجتماعی نیز به او کمک کرد تا مدیریت انرژی و شرایط روحی خود را بهتر یاد بگیرد.
اکنون، حدود یک سال بعد، الویرا میگوید که خستگی مزمنش تقریباً از بین رفته و دوباره احساس میکند به زندگی عادی بازگشته است.
کارشناسان تأکید میکنند که خستگی ناشی از سرطان یکی از رایجترین اما در عین حال نادیدهگرفتهشدهترین عوارض این بیماری است. بهدلیل ساختار فعلی سیستم درمان، بسیاری از بیماران پس از پایان درمان اصلی، بدون حمایت کافی رها میشوند و باید خودشان بهدنبال راهحل باشند.





