کانادا روی گنج نشسته است؛ پس چرا جهان شاهد هدررفتن این فرصت تاریخی است؟

کانادا در یکی از حساسترین مقاطع اقتصادی و ژئوپلیتیکی تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. از یک سو، جهان بیش از هر زمان دیگری به منابعی نیاز دارد که کانادا در اختیار دارد؛ از انرژی و مواد معدنی حیاتی گرفته تا نیروی انسانی متخصص، فناوری و سرمایه. از سوی دیگر، سالها موانع داخلی، کندی اجرای پروژهها، ضعف زیرساختها و وابستگی شدید تجاری به آمریکا باعث شده بخش بزرگی از این ظرفیت بالقوه بالفعل نشود.
کانادا یکی از بزرگترین دارندگان منابع طبیعی جهان است و در حوزههایی مانند انرژی، مواد معدنی حیاتی و فناوریهای پاک، مزیتهای قابلتوجهی دارد. این کشور همچنین نیروی کاری تحصیلکرده، نهادهای باثبات و دسترسی تجاری گستردهای به بازارهای جهانی دارد. دولت فدرال میگوید کانادا از نظر منابع و استعداد، دقیقاً چیزهایی را در اختیار دارد که اقتصاد جهانی برای دهههای آینده به آنها نیاز خواهد داشت.
اما مشکل اصلی تنها داشتن منابع نیست؛ توانایی تبدیل این منابع به ثروت، شغل و قدرت اقتصادی است. پروژههای بزرگ انرژی و معدن در کانادا اغلب با فرآیندهای طولانی صدور مجوز، اختلافات میان دولتهای فدرال و استانی، کمبود زیرساخت و نگرانیهای زیستمحیطی روبهرو بودهاند. نتیجه این است که فرصتهایی که میتوانستند سرمایه خارجی، اشتغال و رشد اقتصادی ایجاد کنند، گاه سالها معطل میمانند.
این وضعیت اکنون اهمیت بیشتری پیدا کرده است. افزایش رقابت جهانی برای مواد معدنی حیاتی، انرژی و زنجیرههای تأمین امن، فرصت کمسابقهای برای کانادا ایجاد کرده است. دولت کارنی نیز تلاش کرده با تسریع پروژههای بزرگ، تنوعبخشی به تجارت و جذب سرمایه خارجی، این فرصت را به رشد اقتصادی تبدیل کند. هدف اعلامشده دولت، جذب یک تریلیون دلار سرمایهگذاری طی پنج سال است.
نشانههایی از تغییر نیز دیده میشود. دولت اخیراً پروژههایی را برای توسعه انرژی، معدن، خطوط انتقال و زیرساختهای صادراتی پیش برده که مجموع تعهدات مالی آنها حدود ۷۰ میلیارد دلار اعلام شده و انتظار میرود بیش از ۲۳ هزار شغل در مرحله ساخت ایجاد کند.
با این حال، پیام اصلی روشن است: جهان منتظر کانادا نمیماند. کشورهایی که سریعتر منابع، سرمایه و فناوری خود را به پروژههای واقعی تبدیل کنند، سهم بیشتری از اقتصاد آینده خواهند گرفت.







