خانه میلیوندلاری، جیب خالی؛ آیا رویای مالکیت خانه در کانادا به تله اقتصادی تبدیل شده است؟

یادداشت هفته به قلم: شاکه آیوازیان – سالها در کانادا داشتن خانه نهتنها نماد موفقیت، امنیت و ثبات مالی بود، بلکه مهمترین ابزار ثروتاندوزی برای خانوادهها به شمار میرفت. بسیاری از کاناداییها برنامه زندگی خود را بر اساس یک فرمول ساده بنا کردند: خرید خانه، پرداخت وام، افزایش ارزش ملک و در نهایت ساختن آیندهای مطمئن برای خود و فرزندانشان. اما امروز این فرمول قدیمی با یک واقعیت جدید روبهرو شده است؛ خانههایی که روی کاغذ میلیونها دلار ارزش دارند، اما صاحبانشان برای تأمین هزینههای روزمره با فشار مالی دستوپنجه نرم میکنند.
در سالهای گذشته، افزایش شدید قیمت مسکن باعث شد بخش بزرگی از ثروت خانوارهای کانادایی در املاک قفل شود. رشد قیمت خانه به بسیاری از مالکان احساس ثروتمندتر شدن داد، اما این ثروت اغلب قابل استفاده نبود. یک خانواده ممکن است صاحب خانهای باشد که ارزش آن به یک میلیون دلار رسیده، اما همچنان برای پرداخت قبضها، هزینه مواد غذایی، مالیات، بیمه و سایر مخارج زندگی تحت فشار باشد. این همان تناقضی است که امروز اقتصاد کانادا با آن مواجه شده است: جامعهای از افراد ثروتمند روی کاغذ، اما گرفتار در زندگی روزمره.
مشکل اصلی اینجاست که مسکن، که زمانی موتور رشد اقتصادی کانادا بود، اکنون در حال تبدیل شدن به یکی از عوامل محدودکننده اقتصاد است. وقتی بخش بزرگی از درآمد خانوارها صرف پرداخت وام مسکن یا اجاره میشود، پول کمتری برای خرید کالا، سفر، سرمایهگذاری در کسبوکار و حمایت از بخشهای دیگر اقتصاد باقی میماند. در نتیجه، کاهش قدرت خرید مردم تنها یک مشکل شخصی نیست؛ بلکه به کاهش فعالیت اقتصادی در سطح کشور منجر میشود.
نسلهای جوان بیش از همه این تغییر را احساس میکنند. برای بسیاری از جوانان کانادایی، خرید اولین خانه دیگر یک هدف قابل دسترس مانند گذشته نیست، بلکه به رویایی دور تبدیل شده است. قیمتهای بالا، نرخهای بهره، هزینههای زندگی و درآمدهایی که همگام با بازار مسکن رشد نکردهاند، باعث شده بسیاری از آنها سالها برای جمعآوری پیشپرداخت تلاش کنند یا حتی از فکر مالکیت خانه صرفنظر کنند.
از سوی دیگر، کسانی که سالها پیش وارد بازار مسکن شدند نیز همیشه در شرایط ایدهآل قرار ندارند. افزایش ارزش ملک به معنای افزایش پول نقد در حساب بانکی نیست. بسیاری از مالکان برای استفاده از این ثروت مجبورند خانه خود را بفروشند، کوچکتر کنند یا وام بیشتری دریافت کنند؛ تصمیمهایی که همیشه ساده یا عملی نیستند. به همین دلیل، اصطلاح «خانهدار فقیر» یا همان افرادی که دارایی بزرگی دارند اما نقدینگی کافی ندارند، بیش از گذشته در بحثهای اقتصادی کانادا مطرح شده است.
این وضعیت یک پرسش اساسی ایجاد میکند: آیا کانادا بیش از اندازه به مسکن به عنوان منبع اصلی ثروت تکیه کرده است؟ اقتصادی که در آن افزایش قیمت خانه مهمترین مسیر ثروتمند شدن باشد، ممکن است با مشکلات جدی روبهرو شود. زیرا رشد اقتصادی پایدار باید بر پایه نوآوری، تولید، سرمایهگذاری، اشتغال با درآمد مناسب و فرصتهای برابر برای نسلهای مختلف بنا شود؛ نه فقط افزایش قیمت املاک.
البته نمیتوان نقش مثبت بازار مسکن را نادیده گرفت. برای بسیاری از خانوادهها، خانه همچنان مهمترین دارایی و پشتوانه مالی آنهاست. اما مشکل زمانی آغاز میشود که یک دارایی ضروری برای زندگی، به تنها مسیر ایجاد ثروت تبدیل شود. وقتی جوانان مجبور شوند بخش عمده درآمد خود را صرف مسکن کنند، توانایی آنها برای پسانداز، کارآفرینی و مشارکت در اقتصاد کاهش مییابد.
کانادا اکنون در نقطهای قرار دارد که باید درباره تعریف جدیدی از موفقیت اقتصادی فکر کند. داشتن خانهای گرانقیمت نباید تنها معیار رفاه باشد. جامعهای سالم نیازمند آن است که مردم علاوه بر داشتن سقف بالای سر، امکان تجربه یک زندگی با کیفیت، امنیت مالی و فرصت پیشرفت داشته باشند.
شاید بزرگترین درس بحران مسکن این باشد که ارزش یک خانه تنها با قیمت آن در بازار سنجیده نمیشود؛ بلکه با میزان آرامش و آزادی مالی که برای صاحبش ایجاد میکند معنا پیدا میکند. اگر خانهای میلیونها دلار ارزش داشته باشد اما صاحب آن نتواند با خیال راحت زندگی کند، شاید زمان آن رسیده باشد که درباره معنای واقعی ثروت در کانادا تجدیدنظر کنیم.







