از ممنوعیت اسلحه تا تیراندازی در خیابانها؛ چرا امنیت تورنتو به چالش کشیده شده است؟

یادداشت هفته به قلم: شاکه آیوازیان – آرامش تورنتو بار دیگر با صدای گلوله مختل شد. تیراندازی مرگبار اخیر در جشنواره «سالسا در سنت کلر» که به کشته شدن دو نفر و مجروح شدن چندین نفر دیگر انجامید، تصویری تکاندهنده از شهری ارائه کرد که سالها به عنوان یکی از امنترین کلانشهرهای آمریکای شمالی شناخته میشد. آنچه این حادثه را تکاندهندهتر کرد، نه فقط تعداد قربانیان، بلکه مکان وقوع آن بود: میان جمعیت انبوهی از خانوادهها، گردشگران و شهروندانی که برای جشن و تفریح به خیابان آمده بودند. پلیس اعلام کرد این حادثه حاصل درگیری مسلحانه میان دو فرد بوده است، اما گلولهها نشان دادند که درگیری بین گروههای کوچک میتواند امنیت هزاران شهروند عادی را تهدید کند.
اما پرسش اصلی این است: چرا با وجود سالها تلاش دولت فدرال برای محدود کردن سلاح گرم، خشونت مسلحانه در تورنتو همچنان افزایش یافته است؟
آمارها تصویری پیچیدهتر از شعارهای سیاسی ارائه میکنند. بر اساس گزارش اداره آمار کانادا، در سال ۲۰۲۴ نرخ جرایم خشونتآمیز مرتبط با اسلحه در منطقه کلانشهری تورنتو ۱۲ درصد افزایش یافت و به بالاترین سطح خود در ۱۵ سال گذشته رسید؛ یعنی ۴۴.۸ مورد به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر.
این اعداد نشان میدهد مشکل فقط مربوط به تعداد اسلحههای موجود نیست؛ بلکه به این پرسش بزرگتر مربوط است که چه کسانی، چگونه و با چه انگیزهای به سلاح دسترسی پیدا میکنند.
دولت فدرال کانادا طی سالهای اخیر سیاست سختگیرانهتری در قبال سلاح اتخاذ کرده است. ممنوعیت برخی سلاحهای موسوم به «تهاجمی»، توقف فروش و انتقال اسلحههای دستی جدید و برنامه بازخرید برخی سلاحها، ستونهای اصلی این سیاست بودهاند. هدف دولت این است که تعداد سلاحهای خطرناک در جامعه کاهش یابد و احتمال استفاده جنایتکاران از آنها کمتر شود.
اما منتقدان میگویند بخش بزرگی از خشونتهای مسلحانه در شهرهایی مانند تورنتو توسط مالکان قانونی اسلحه انجام نمیشود، بلکه بیشتر با سلاحهای غیرقانونی، قاچاقشده یا سلاحهایی که وارد شبکههای تبهکاری شدهاند، مرتبط است. آمار نیز نشان میدهد که در بسیاری از پروندههای قتل با اسلحه، متهمان سابقه خشونت داشتهاند و سلاح مورد استفاده لزوماً متعلق به فرد دارای مجوز نبوده است.
در مقابل، طرفداران قوانین سختتر استدلال میکنند که کاهش تعداد سلاحهای در گردش، حتی اگر مستقیماً همه جرایم را متوقف نکند، میتواند دسترسی عمومی به ابزار مرگبار را محدود کند. آنها معتقدند پیشگیری باید پیش از وقوع جرم آغاز شود، نه فقط پس از آن.
اما واقعیت خیابانهای تورنتو نشان میدهد که قانون به تنهایی کافی نیست. اگر شبکههای قاچاق اسلحه، فعالیت باندهای تبهکار، بحران جوانان در برخی مناطق، مشکلات اقتصادی، احساس بیآیندگی و ضعف در مداخلههای اجتماعی حل نشود، محدود کردن سلاحهای قانونی ممکن است تأثیر محدودی بر کسانی داشته باشد که اساساً قانون را رعایت نمیکنند.
یکی از نکات مهم در گزارشهای آماری این است که حدود نیمی از جرایم خشونتآمیز مرتبط با اسلحه در کانادا با تفنگ دستی انجام شده است. این واقعیت، بحث درباره اولویتهای سیاستی را پیچیده میکند: آیا تمرکز باید بر کنترل بیشتر مالکان قانونی باشد یا مبارزه گستردهتر با بازار سیاه اسلحه؟
بحران تورنتو در نهایت نشان میدهد که دو دیدگاه سیاسی رایج، هر دو بخشی از حقیقت را میبینند اما هیچکدام به تنهایی پاسخ کامل نیستند. قوانین کنترل اسلحه میتوانند نقش بازدارنده داشته باشند، اما جایگزین پلیسکاری هدفمند، کنترل مرزها، مقابله با باندهای سازمانیافته و سرمایهگذاری در برنامههای اجتماعی نیستند.
شهروندان تورنتو امروز فقط خواهان بحثهای سیاسی نیستند؛ آنها پاسخ عملی میخواهند. خانوادهای که در یک جشن خیابانی عزیز خود را از دست میدهد، تفاوتی میان «سلاح قانونی» و «سلاح غیرقانونی» احساس نمیکند. برای او پرسش ساده است: چرا گلولهای که نباید وجود داشته باشد، توانست زندگی یک انسان را نابود کند؟
آینده امنیت تورنتو نه فقط با تعداد قوانین جدید، بلکه با توانایی دولتها در بستن شکاف میان قانون روی کاغذ و واقعیت روی خیابان تعیین خواهد شد.






