مقالاتمقالات سیاسی

کانادا گرفتار میان اژدها و عقاب؛ سیاست خارجی در عصر تهدید و وابستگی

یادداشت هفته به قلم: شاکه آیوازیان – در هفته‌های اخیر، روابط کانادا با چین بار دیگر به کانون یک جدال ژئوپولیتیک پرسر و صدا تبدیل شد. دولت لیبرال مارک کارنی با کاهش تعرفه اتومبیل‌های برقی چینی و تلاش برای ترمیم روابط تجاری با پکن، پیامی روشن فرستاد: کانادا به دنبال تنوع بخشی به بازارهای خود است، نه خروج از چارچوب تعهداتش به آمریکا. با این حال، واکنش واشنگتن و به ویژه دونالد ترامپ نشان می‌دهد که در جهان امروز، حتی کوچک‌ترین گام‌های اقتصادی می‌توانند به بحرانی سیاسی و امنیتی تبدیل شوند.

کارنی اصرار دارد که اقدامات اخیر اتاوا کاملا منطبق با توافق تجاری آمریکای شمالی یا همان CUSMA  است. این توافق، کانادا را از امضای قرارداد تجارت آزاد با اقتصادهای غیر بازاری منع می‌کند، اما مانع تنظیم تعرفه‌ها یا حل اختلافات تجاری دوجانبه نمی‌شود. از نگاه دولت لیبرال، کاهش تعرفه اتومبیل‌های برقی چینی و در مقابل، رفع بخشی از تعرفه های تلافی جویانه چین علیه محصولات کشاورزی کانادا، نه یک اتحاد استراتژیک جدید، بلکه نوعی مدیریت خسارت اقتصادی است.

اما سیاست خارجی فقط با متن توافق‌نامه‌ها سنجیده نمی‌شود. در دنیایی که قدرت‌های بزرگ هر حرکت را از دریچه رقابت و تهدید تفسیر می‌کنند، نیت‌ها اهمیتی کمتر از برداشت‌ها دارند. ترامپ، با ادبیاتی تند و آشنا، کانادا را متهم می‌کند که می خواهد به دروازه ورود کالاهای چینی به آمریکا تبدیل شود. تهدید به اعمال تعرفه صد درصدی، حتی اگر فعلا در حد حرف باشد، یادآور شکنندگی شدید اقتصاد کاناداست که همچنان به بازار آمریکا وابسته است.

در این میان، مساله فقط تجارت نیست. همزمان با این تنش اقتصادی، واشنگتن از زاویه امنیتی نیز فشار می‌آورد. هشدار سفیر آمریکا درباره پیامدهای احتمالی عقب‌نشینی کانادا از خرید جنگنده‌های F-35 و تاثیر آن بر پیمان دفاعی NORAD، نشان می‌دهد که اقتصاد و امنیت به شکلی بی‌سابقه در هم تنیده شده‌اند. پیام ضمنی روشن است: اگر کانادا در مسیر دلخواه آمریکا حرکت نکند، نه تنها با فشار تجاری، بلکه با بازتعریف نقش خود در دفاع قاره‌ای مواجه خواهد شد.

این وضعیت، پرسشی اساسی را پیش روی سیاستمداران و افکار عمومی کانادا می‌گذارد. آیا تنوع بخشی به روابط تجاری و کاهش وابستگی به یک شریک مسلط، به معنای به خطر انداختن امنیت و ثبات کشور است؟ یا برعکس، ادامه وابستگی یک جانبه، کانادا را در برابر تغییرات سیاسی آمریکا آسیب‌پذیرتر می‌کند؟

حرکت به سوی چین، هرچند محدود و محتاطانه، تلاشی است برای نفس کشیدن در این فضای خفه‌کننده. چین سومین شریک تجاری بزرگ کاناداست و نادیده گرفتن آن، هزینه‌ای واقعی برای کشاورزان، صادرکنندگان و صنایع نوظهور کشور دارد. در عین حال، خوش‌بینی ساده‌لوحانه نسبت به پکن نیز می‌تواند خطرناک باشد. چین نه یک شریک بی‌طرف، بلکه بازیگری است که منافع خود را با قاطعیت و گاه بی‌رحمی دنبال می‌کند.

کانادا امروز میان دو واقعیت متضاد ایستاده است. از یک سو، نیاز به استقلال بیشتر اقتصادی و تصمیم‌گیری بر اساس منافع ملی. از سوی دیگر، واقعیت ژئوپولیتیکی همسایگی با ایالات متحده که هنوز ستون اصلی امنیت و اقتصاد کشور است. هنر سیاست در این نقطه، نه انتخاب یکی و حذف دیگری، بلکه حفظ تعادل شکننده میان این دو است.

دولت کارنی اگر می‌خواهد این مسیر را ادامه دهد، باید بیش از هر زمان دیگری با شهروندان صادق باشد. تنوع‌بخشی به تجارت، هزینه دارد. ایستادگی در برابر فشار آمریکا، ریسک دارد. اما وابستگی مطلق نیز بهایی دارد که در بلندمدت شاید سنگین‌تر باشد. آینده کانادا نه در پیروی کورکورانه از عقاب و نه رفتن به آغوش اژدها، بلکه در توانایی‌اش برای ایستادن روی پای خود، حتی در میانه طوفان قدرت‌های بزرگ است.

 

 

منبع خبــــــر

 

 


نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock را متوقف کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید