مقالاتمقالات سیاسی

پایان استبداد ولایی؛ آغاز مسیر طولانی برای نجات و سربلندی ایران 

یادداشت هفته – خبر کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی ایران، علی خامنه‌ای در حملات مشترک آمریکا – اسرائیل، دل بسیاری از ایرانیان داخل و خارج، مادران و پدران دادخواه و داغداری که سوگوار فرزندان پرپر شده‌شان به دست جلادان رژیم اسلامی هستند را شاد کرد. میلیون‌ها ایرانی در خیابان‌های ایران و جهان هلهله سر دادند و رقصیدند تا وعده خود برای رقصیدن بر گور ضحاک زمانه را محقق کنند. 

این خبر، برای میلیون‌ها ایرانی داخل و خارج کشور، نه فقط پایان یک فصل تاریک، بلکه نشانه‌ای از باز شدن دریچه‌های امید برای آینده‌ای متفاوت است. پایه‌های رژیم جمهوری اسلامی، که سال‌هاست بر سرکوب و خشونت استوار بود، حالا بیش از پیش متزلزل به نظر می‌رسد. سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه گذشته، که بیش از ۳۵ هزار نفر را قربانی کرد، نمونه‌ای بی‌سابقه از خشونت حکومتی بود و خاطره آن هرگز از ذهن جامعه ایرانی پاک نخواهد شد. 

واکنش مردم، چه در داخل کشور و چه در جامعه ایرانیان خارج، ترکیبی از نگرانی و امید است. بسیاری امیدوارند که این تحول بتواند فرصتی برای تغییر رژیم و دستیابی به آزادی فراهم کند. مسلم است که نبود یک رهبر قدرتمند می‌تواند شکاف‌های قدرت در داخلی رژیم را عمیق‌تر کند و روند تغییر را تسریع نماید.

در داخل کشور، شور و امید در میان مردم موج می‌زند. از اعلام خبر کشته شدن خامنه ای و چند تن از فرماندهان ارشد سپاه و نیروی انتظامی و اطلاعاتی به این‌سو، خیابان‌ها و فضای مجازی پر از پیام‌های شادی، جشن و احساس رهایی بود و هست.  نسل‌ جوان که سال‌ها تحت فشار و سانسور زندگی کرده، اکنون فرصتی برای به کرسی نشاندن مطالبات خود برای برخورداری از آزادی، حق زندگی و آینده بهتر به دست آورده است و لحظه تحقق آرزوهایش را نزدیک‌تر از هر زمان می‌داند. 

فراموش نکنیم که با هلاکت خامنه‌ای، رژیم ساقط نشده است و راه درازی تا پیروزی نهایی پیش رویمان است. مردم ایران گوش به فرمان شاهزاده رضا پهلوی هستند تا آنها را در زمان مناسب راهی خیابان‌ها کند. آنها اکنون رهبری واحدی که 47 سال از آن محروم بودند را در کنار خود دارند و با صدای بلند، چه در داخل و چه خارج از کشور، نام او را فریاد می‌زنند.

شاهزاده بارها تاکید کرده که هدفش مدیریت گذار، ساقط کردن رژیم و سپس سپردن حق تعیین سرنوشت و آینده کشور به دست مردم است. به وعده و تعهد او ایمان داشته باشیم. 

جامعه بین‌المللی، بخصوص ایالات متحده و متحدانش، به تداوم حملات و در کنار آن ادامه فشارهای سیاسی و نظامی تاکید کرده اند.  همزمان شاهد هستیم که آمادگی و اتحاد کم سابقه نزد ایرانیان برای شرکت هرچه فعال تر در اعتراضات، به نتیجه رساندن آنها که همانا سقوط نظام است، به اوج رسیده است. تجربه تاریخی نشان داده است که تغییرات تنها زمانی رخ می‌دهد که مردم بتوانند نقش خود را در تعیین سرنوشت خود ایفا کنند. مردم ایران، از دانشجویان گرفته تا کسبه و فعالان سیاسی و اجتماعی اکنون با فرصتی تاریخی روبرو هستند تا مبارزات 47 ساله علیه رژیم اقتدارگرا و جنایتکار اسلامی را به سرانجام برسانند.

علی خامنه‌ای، ولی فقیه، با کارنامه‌ای مملو از سرکوب و محدودیت‌های شدید، نماینده یک دوره تاریک بود. کشته شدن او، در کنار حذف کامل ساختارهای سرکوب می تواند نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران باشد. 

مردم ایران که در دیماه، با دست خالی، برای اعتراض مسالمت آمیز به خیابان ها آمدند با شدیدترین و خونبارترین سرکوب ها از سوی بسیجیان، ماموران اطلاعتی و انتظامی روبرو شدند. 

اگر آه و نفرین مادران و پدران داغدیده گریبان جلادان روسیاه را نمی گرفت، باید به باور بی جواب نماندن ظلم و ستم شک می کردیم. 

متاسفانه جنگ ویرانی به همراه دارد، اما فراموش نکنیم که ایرانی در طول تاریخ سازنده بوده و نه ویرانگر. 

نبرد تا پیروزی نهایی ادامه دارد. اما از فردای آزادی، دست در دستان همدیگر و با امید و پشتکار ایران را دوباره می سازیم. در این برهه سرنوشت ساز و مهم، اتحادمان را حفظ کنیم و سرنوشت خود را در دست بگیریم. 

 

منبع خبــــــر

 

 


نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock را متوقف کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید