مقالاتمقالات سیاسی

ایرانیان مهاجر و یک تصمیم تاریخی؛ اتحاد برای رهایی یا تکرار بازی تفرقه

خیزش سراسری ایرانیان برای خلاصی از رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی به یکی از تعیین‌کننده‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران تبدیل شده است. این خیزش تنها یک اعتراض مقطعی یا واکنشی احساسی نیست، بلکه نتیجه سال‌ها سرکوب، فساد ساختاری، تبعیض و نادیده گرفتن کرامت انسانی است. آنچه این جنبش را متمایز می‌کند، حضور همزمان ایرانیان داخل و خارج از کشور در یک مطالبه مشترک است: پایان دادن به نظامی که حیات خود را بر خشونت، دروغ و حذف بنا کرده است.

در خارج از کشور، به ویژه در کشورهایی مانند کانادا، ایرانیان نقشی بی‌سابقه در رساندن صدای مردم ایران به افکار عمومی جهانی ایفا کرده‌اند. تجمع‌های گسترده، فعالیت‌های رسانه‌ای، لابی‌گری سیاسی و همکاری با نهادهای حقوق بشری نشان داده است که جامعه ایرانی مهاجر می‌‌تواند فراتر از مرزها اثرگذار باشد. این همبستگی، تصویری تازه از ایرانیان ارائه داده است؛ جامعه‌ای آگاه، فعال و متعهد به آزادی و عدالت.

با این حال، در کنار این خیزش امیدبخش، آفتی جدی نیز در حال رشد است که می‌تواند این سرمایه بزرگ را تضعیف کند. رواج اتهام‌زنی، برچسب چسباندن و تخریب یکدیگر، به ویژه در میان فعالان و کنشگران خارج از کشور، به تهدیدی واقعی برای انسجام جنبش تبدیل شده است. اختلاف نظر درباره روش‌ها، چهره‌ها یا مسیر آینده، امری طبیعی و حتی ضروری است. اما زمانی که این اختلاف‌ها به متهم کردن یکدیگر به وابستگی، خیانت یا نیت‌های پنهان ختم می‌شود، نتیجه‌ای جز شکاف و بی‌اعتمادی ندارد.

رژیم جلاد جمهوری اسلامی سال‌هاست که از تفرقه به عنوان یکی از ابزارهای بقای خود استفاده کرده است. انتقال ناآگاهانه همین الگو به فضای اپوزیسیون و جامعه مهاجر، ناخواسته در راستای منافع همان نظام عمل می‌کند. هر بار که انرژی جمعی صرف جدال‌های درونی می‌شود، از تمرکز بر هدف اصلی یعنی پایان دادن به رژیم جنایتکار کاسته می‌شود. در چنین شرایطی، صدای قربانیان سرکوب، زندانیان سیاسی و خانواده‌های داغدار در هیاهوی اتهام‌ها گم می‌شود.

خیزش سراسری ایرانیان زمانی می‌ تواند به نتیجه برسد که بر پایه بلوغ سیاسی و اخلاقی استوار باشد. این بلوغ به معنای پذیرش تکثر، احترام به تفاوت دیدگاه‌ها و پرهیز از قضاوت شتاب‌زده است. اتحاد به معنای یکسان اندیشیدن نیست، بلکه توان ایستادن کنار یکدیگر با وجود اختلاف‌هاست. جنبشی که برای آزادی و کرامت انسانی شکل گرفته، نمی‌تواند در درون خود بازتولید کننده حذف و سرکوب باشد.

جامعه ایرانیان خارج از کشور امروز در برابر آزمونی تاریخی قرار دارد. از یک سو فرصت بی‌نظیری برای تاثیرگذاری جهانی و حمایت از مردم داخل ایران فراهم شده است. از سوی دیگر، خطر فرسایش این فرصت به دلیل درگیری‌های درونی و بی‌اعتمادی وجود دارد. انتخاب میان این دو مسیر، آینده این خیزش را رقم خواهد زد.

اگر هدف، رهایی ایران از چرخه خشونت و استبداد است، راه آن از تقویت همبستگی، شفافیت و گفت‌وگوی مسئولانه می‌گذرد. نقد باید باشد، اما منصفانه. اختلاف باید مطرح شود، اما بدون تخریب. تنها در این صورت است که خیزش سراسری ایرانیان می‌تواند به نیرویی پایدار و موثر برای پایان دادن به رژیمی تبدیل شود که سال‌هاست زندگی، آزادی و آینده یک ملت را گروگان گرفته است.

منبع خبــــــر

 

 


نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock را متوقف کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید