آیا داریم ضعیفترین نسل را تربیت میکنیم؟

هر نسل نگران نسل بعدی است و فکر میکند که شاید کارها از حد گذشته باشد. والدین امروز نگرانند که کودکان زمان زیادی را مقابل صفحهنمایشها سپری کنند و زمان کمی را بیرون از خانه بگذرانند. آنها کودکانی میبینند که به یادآوری نیاز دارند تا به چشم دیگران نگاه کنند و با مهارتهای سادهای که اجدادشان تا ده سالگی یاد گرفته بودند، دست و پنجه نرم میکنند.
کودکان امروز با چالشهای متفاوتی روبهرو هستند: جهانی سریعتر و پرتقاضا که همزمان محافظت زیادی از آنها میکند. قدرت و توانمندی دیگر فقط به شکل جسمی دیده نمیشود؛ مهارتهای مدرن و انعطافپذیری ذهنی هم اهمیت پیدا کردهاند.
فعالیت بدنی به شدت کاهش یافته و تنها یک پنجم کودکان به یک ساعت تحرک روزانه میرسند. زمان طولانی مقابل صفحهنمایش جای تجربههای عملی مثل ساختن قلعه، تعمیر اسباببازی و کاوش در طبیعت را گرفته است. برنامههای سازمانیافته، بازی آزاد و تعامل اجتماعی واقعی محدود شدهاند و بسیاری از مهارتهای زندگی روزمره به دلیل وابستگی به تکنولوژی، کمتر تمرین میشوند.
فشارهای تحصیلی زودتر شروع میشوند، استقلال کودکان به دلیل نگرانیهای امنیتی کاهش یافته و مواجهه با شکست تقریباً حذف شده است. در عین حال، خانوادهها تحت فشار اقتصادی و زمان محدود والدین قرار دارند و سلامت روان نیز با آگاهی بیشتر گزارش میشود. شبکههای اجتماعی و فرهنگ مقایسه، خودپنداره کودکان را تحت تأثیر قرار داده است.
با این حال، نسل امروز شکل جدیدی از مقاومت و قدرت دارد: آنها با تکنولوژی، تغییرات شغلی، مسائل جهانی و عدالت اجتماعی کنار میآیند، جوامع مجازی میسازند و مهارتهای نوین ارتباطی و حل مسئله را توسعه میدهند. شاید معیارهای قدیمی سنجش قدرت دیگر کافی نباشد.
نسل امروز ضعیف نیست؛ آنها متفاوت هستند و نیاز به درک نوین از قدرت و انعطاف دارند.







