مقالاتمقالات سیاسی

کانادا در آستانه تغییر؛ فروپاشی افسانه کانادای آرام و مطیع

کانادا در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز ایستاده است. از بیرون، با فشارها و تهدیدهای فزاینده آمریکا روبه‌روست و از درون، با استان‌هایی که هر کدام ساز خود را می‌زنند. این وضعیت دوگانه، به‌خوبی در چهره و رفتار نخست‌وزیر، مارک کارنی، منعکس شده است: همزمان اهل مصالحه و اهل مقاومت؛ هم «آقای خوش‌برخورد» و هم سیاستمداری سخت‌گیر. پرسش اصلی این است که آیا این ترکیب متضاد می‌تواند به هویت جدید کانادا بدل شود؟

کارنی به‌روشنی گفته است که کانادا دیگر نمی‌تواند به حمایت همیشگی آمریکا یا ثبات نظم جهانی تکیه کند. کشوری که سال‌ها دفاعی، محتاط و صلح‌طلب بوده، حالا ناچار است به بازیگری فعال‌تر و حتی تهاجمی‌تر تبدیل شود؛ با هزینه نظامی بیشتر، سیاست خارجی جسورانه‌تر و تعریفی تازه از جایگاه خود در جهان. اما آیا «کشور صلح‌جو» می‌تواند چنین دگرگونی‌ای را تاب بیاورد؟

در طول تاریخ، کانادا بارها مسیرهای نامتعارف را انتخاب کرده است؛ از حفظ هویت فرانسوی‌ها پس از شکست نظامی، تا ساخت راه‌آهنی ناممکن در سرزمینی پهناور و کم‌جمعیت. این کشور همواره تلاش کرده از دل تضادها، وحدتی شکننده اما پایدار بسازد. نتیجه، شکل‌گیری تصویری از کانادا به‌عنوان کشوری «مهربان و آرام» بود؛ کشوری که بیشتر با نظام سلامت همگانی شناخته می‌شود تا قدرت‌نمایی.

امروز این تصویر به چالش کشیده شده است. افزایش ملی‌گرایی، تهدیدهای خارجی، و بحران‌های اقتصادی باعث شده کانادایی‌ها بخواهند «بایستند و دیده شوند». کارنی با ائتلاف‌های اقتصادی جدید، سیاست خارجی بازتعریف‌شده و افزایش بودجه دفاعی، می‌کوشد وزن کانادا را در صحنه جهانی بالا ببرد. اما مساله فقط تصویر بیرونی نیست؛ مشکل اصلی، تعریف خود کاناداست.

کانادا ذاتا کشوری چندپاره است: فرانسوی، انگلیسی، بومی و اکنون شکاف‌های عمیق درون انگلیسی‌زبان‌ها، به‌ویژه در آلبرتا. تلاش برای نادیده گرفتن این گسست‌ها همیشه شکست خورده است. اگر کانادا می‌خواهد در جهانی آشفته دوام بیاورد، باید همین ناهمگونی را به نقطه قوت خود تبدیل کند.

 

منبع خبــــــر

 

 


نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock را متوقف کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید