پارادوکس جدید طول عمر: زندگی طولانیتر در حالی که از خود زمان میترسیم

طول عمر به یکی از پیچیدهترین دستاوردهای قرن ۲۱ تبدیل شده است. برای اولین بار در تاریخ بشر، جمعیتهای وسیع به سنینی نزدیک میشوند که زمانی نادر و غیرممکن به نظر میرسید. طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، جمعیت افراد بالای ۶۰ سال تا سال ۲۰۵۰ از ۲.۱ میلیارد نفر فراتر خواهد رفت؛ موضوعی که اغلب بهعنوان پیروزی پزشکی و فناوری جشن گرفته میشود. با این حال، در زیر این جشن، نگرانی پنهانی نهفته است: ما عمر طولانیتری داریم، اما نگران هستیم که این سالهای اضافی چگونه خواهند بود.
شهرها و جوامع جهانی این اضطراب را منعکس میکنند؛ گجتهای پوشیدنی، اپلیکیشنهای تغذیه، و استارتاپهای ضدپیری وعده کاهش سن بیولوژیکی میدهند. طول عمر به چالشی فنی تبدیل شده و بدن انسان سیستمی برای مدیریت، نه زندگیای برای تجربه، قلمداد میشود.
اقتصاد جهانی «مهندسی زمان» بیش از ۴۰ میلیارد دلار ارزش دارد و پژوهش روی داروهای سنولیتیک، بازسازی متابولیک و برنامههای ضدپیری را تأمین مالی میکند. اما دسترسی به سالهای اضافی میتواند نابرابری اجتماعی ایجاد کند؛ در کشورهای ثروتمند امید به زندگی بیش از ۸۲ سال و در کشورهای فقیر نزدیک به ۶۵ سال است. فیلسوف فرانسوی آندره کامته-اسپونویل معتقد است: «مرگ نفرین نیست، بلکه شرطی است که به زندگی معنا میدهد.»
مطالعات اجتماعی نشان میدهند که طول عمر بیشتر همیشه به کیفیت زندگی نمیانجامد. در ژاپن، نزدیک به ۴۰٪ افراد بالای ۶۵ سال تنها زندگی میکنند و این آمار در حال افزایش است. کارشناسان اخلاق زیستی هشدار میدهند که میتوان مرگ را به تأخیر انداخت، اما نمیتوان آن را حذف کرد. کشورهای دارای بیشترین امید به زندگی، لزوماً بالاترین رضایت ذهنی را ندارند.
چالش اصلی این است که جوامعی طراحی شوند که سالهای بیشتر را به معنای واقعی زندگی تبدیل کنند؛ فضاهای بین نسلی، آموزش مادامالعمر و ساختارهای اجتماعی که افراد مسن را در جامعه حفظ کنند. زندگی طولانی بدون یادگیری زندگی بهتر، تنها اضطراب زمان حال را طولانیتر میکند.










