نسل ناامید کانادا؛ چرا جوانان دیگر به آینده این کشور ایمان ندارند؟

نسلی که قرار بود آینده کانادا را بسازد، بهطور فزاینده با احساس ناامیدی، بیاعتمادی و بیقدرتی روبهروست. مقاله نیک نانوس در McLeans درباره پدیدهای هشدار میدهد که شاید از مشکلات اقتصادی یا نارضایتی سیاسی فراتر باشد: جوانانی که دیگر مطمئن نیستند جامعهای که در آن زندگی میکنند، واقعاً میتواند آینده بهتری برایشان بسازد.
برای بسیاری از جوانان کانادایی، وعده قدیمیِ «اگر سخت کار کنی، زندگی بهتری خواهی داشت» دیگر چندان باورپذیر نیست. افزایش هزینه مسکن، فشار اقتصادی، دشواری ورود به بازار کار و احساس فاصله گرفتن از نهادهای سیاسی، این تصور را تقویت کرده که تلاش فردی لزوماً به امنیت و پیشرفت منجر نمیشود.
اما بخش نگرانکنندهتر ماجرا، فرسایش اعتماد است. وقتی جوانان احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود و سیستم سیاسی قادر به حل مشکلات اساسی نیست، ممکن است از مشارکت دموکراتیک فاصله بگیرند یا به دیدگاههای افراطیتر جذب شوند.
پژوهشهای جدید نیز نشانههایی از همین شکاف نسلی را نشان میدهند. در یک نظرسنجی ملی، ۲۶ درصد کاناداییهای ۱۸ تا ۳۴ ساله گفتهاند که خشونت گاهی برای ایجاد تغییر اجتماعی ضروری است؛ این رقم در میان افراد ۵۵ ساله و بالاتر تنها ۱۱ درصد بوده است. همچنین اعتماد جوانان به رسانههای ملی بسیار پایینتر از نسلهای مسنتر گزارش شده است.
این البته به معنای آن نیست که نسل جوان کانادا خشونتطلب شده است. اکثریت همچنان چنین رویکردی را رد میکنند. مساله اصلی، احساس بیاعتمادی و بیاثری است؛ اینکه برخی جوانان دیگر مطمئن نیستند ابزارهای معمول دموکراتیک ــ رأی دادن، فعالیت سیاسی، اعتراض مسالمتآمیز یا گفتوگو ــ واقعاً میتوانند چیزی را تغییر دهند.
این ناامیدی زمانی خطرناکتر میشود که با شبکههای اجتماعی، اطلاعات نادرست و قطبیشدن سیاسی ترکیب شود. پژوهشها نشان میدهند کسانی که اعتماد کمتری به نهادها دارند، بیشتر مستعد پذیرش روایتهای افراطی و حتی توجیه خشونت سیاسی هستند.
بحران جوانان فقط بحران اشتغال، مسکن یا هزینه زندگی نیست؛ بحران امید و اعتماد است. اگر نسل جدید احساس کند آینده متعلق به او نیست، آسیب تنها متوجه خود جوانان نخواهد بود؛ بلکه دموکراسی و انسجام اجتماعی کانادا نیز هزینه آن را خواهند پرداخت.







