فراتر از برچسب بیماری روانی؛ تیراندازیهای جمعی را ساده سازی نکنیم!

پس از فجایعی مانند تیراندازی اخیر در تامبلر ریج بریتیش کلمبیا، واکنش عمومی اغلب به سمت یافتن توضیحی سریع و ساده میرود و بیماری روانی به عنوان پاسخ آماده مطرح میشود. این توضیح جذاب است، زیرا رویدادهایی چنین شوکآور را قابل فهمتر جلوه میدهد. اما شواهد علمی نشان میدهد که هرچند مشکلات روانی گاهی در خشونت نقش دارند، به ندرت عامل اصلی هستند.
اکثر افراد مبتلا به بیماری روانی هرگز مرتکب خشونت نمیشوند و بیشتر عاملان خشونت نیز تشخیص بیماری روانی ندارند. افزون بر این، افراد دارای مشکلات روانی بیشتر قربانی خشونت میشوند تا عامل آن، و این اختلالات ارتباط قویتری با خودکشی دارند تا قتل.
پژوهشها نشان میدهد خشونت معمولاً نتیجه یک علت واحد نیست، بلکه از انباشت و تعامل عوامل گوناگون در طول زمان شکل میگیرد. سوءمصرف مواد، ویژگیهای ضد اجتماعی، تجربه تروما یا قربانی شدن، نفوذ همسالان منفی، دسترسی به سلاح گرم و نگرشهایی که خشونت را توجیه میکنند، همگی از عوامل خطر مهمتر از تشخیص صرف روانپزشکی هستند. این عوامل میتوانند انگیزه را شکل دهند، بازدارندگی را کاهش دهند و تصمیمگیری را مختل کنند.
در تیراندازیهای جمعی، احساس طردشدگی، خشم، کینه و ناامیدی اغلب نقش پررنگتری دارند. بسیاری از عاملان جوانانی منزویاند که احساس میکنند بارها مورد بیعدالتی قرار گرفتهاند. تمرکز وسواسی بر رنجهای گذشته، دسترسی به سلاح و گاه پیوند با ایدئولوژیهای افراطی، میتواند خشونت را در ذهن آنان به اقدامی موجه تبدیل کند. برخی نیز پیش از حمله نشانههایی از نارضایتی یا برنامه خود را بروز میدهند.
با این حال، حتی وجود این ویژگیها به معنای قطعیت خشونت نیست؛ ارزیابی خطر همواره با عدم قطعیت همراه است. واقعیت ناخوشایند آن است که مسیر منتهی به تیراندازی جمعی پیچیده و چندعاملی است. تمرکز بر یک برچسب ساده مانند «بیماری روانی» نه تنها مسئله را تحریف میکند، بلکه توجه را از پیشگیری مؤثر و مداخله زودهنگام در برابر نشانههای هشداردهنده منحرف میسازد.







