خیانت سکوت: چگونه رسانهها و چپگرایان کانادا خیزش مردم ایران را قربانی ایدئولوژی کردهاند

بریل پ. واسمن، مقاله جالبی را در نشنال پست منتشر کرده و از سکوت رسانهها و چپگرایان کانادا در قبال خیزش مردم ایران انتقاد کرده است.
نویسنده میگوید وقتی مردم ایران علیه حکومت اسلامی به پا خواستهاند، فقط یک خواسته دارند: دیده شوند و صدایشان شنیده شود. اما رسانههای کانادایی و بسیاری از جریانهای موسوم به مترقی، این فریادها را نادیده گرفتهاند. با وجود اینکه اعتراضات در داخل ایران و در شهرهای بزرگی مثل مونترال و تورنتو گسترده شده، پوشش رسانهای بسیار محدود و دیرهنگام بوده است.
به گفته نویسنده، چپگرایان غربی که معمولاً برای هر موضوعی شعار میدهند، در برابر سرکوب خونین مردم ایران سکوت کردهاند. آنها بیشتر نگران دیکتاتورهای همسو با ایدئولوژی خود هستند تا سرنوشت میلیونها ایرانی. حتی بسیاری از سلبریتیها و فمینیستهایی که مدام از حقوق زنان میگویند، در برابر سرکوب زنان ایرانی و قتل مهسا امینی واکنش جدی نشان ندادهاند.
نویسنده میگوید تناقض اصلی اینجاست که همان جریانهایی که با هر نوع برتریطلبی مخالفاند، در برابر «برتریطلبی اسلامگرایانه» سکوت میکنند و با پلیس مخالفاند، مگر وقتی پلیس یک حکومت اسلامی مردم را سرکوب میکند.
در مونترال، جامعه ایرانی یکی از فعالترین جنبشهای اعتراضی در آمریکای شمالی را شکل داده است. زنان روسریهای خود را آتش زدهاند، خانوادهها عکس کشتهشدگان را حمل کردهاند و قربانیان شکنجه و زندان شهادت دادهاند. این اعتراضها منظم، گسترده و شفاف بودهاند، اما رسانهها اغلب به آنها بیاعتنا ماندهاند.
ایرانیان معترض فقط علیه حکومت تهران شعار ندادهاند، بلکه علیه حماس و کل ایدئولوژی اسلامگرایی هم موضع گرفتهاند. آنها خواهان حکومت سکولار، برابری زنان، حقوق اقلیتها و دموکراسی هستند، ارزشهایی که رسانهها و چپگرایان ادعای دفاع از آن را دارند، اما وقتی این ارزشها از سوی ایرانیان مطرح میشود، نادیده گرفته میشوند.
در کبک، این سکوت حتی معنادارتر است، چون تجربه تلخ ایرانیان از حکومت دینی میتوانست بحث سکولاریسم را غنیتر کند، اما رسانهها ترجیح دادهاند نگاهشان را برگردانند.










