افسانه داشتن همه چیز با هم: چرا مادر شدن پیشرفت شغلی را محدود میکند

سم کندی کریستین پیش از داشتن فرزند، تمام وقت خود را به یک شغل پردرآمد اختصاص داد، ساعتها سفر میکرد و مسئولیتهای بینالمللی داشت. اما مادر شدن مسیر حرفهای او را به طور ناگهانی تغییر داد: او هنگام بارداری اخراج شد و در مشاغل منعطفتر برای ارتقا تلاش کرد، اما ناچار شد کسبوکار خود را راهاندازی کند. درآمدش کاهش یافت و مسئولیتهای والدگری به او منتقل شد.
واقعیت تلخ این بود که «داشتن همه چیز با هم» تا حد زیادی افسانه است.
تجربه سم منعکسکننده شرایط بسیاری از زنان است. تحقیقات Careers After Babies نشان میدهد 98 درصد از مادران پس از زایمان میخواهند کار کنند، اما 85 درصد ظرف سه سال شغل تماموقت را ترک میکنند و 19 درصد کاملاً از کار دست میکشند. انعطافناپذیری محل کار، مسئولیتهای سنگین مراقبت از کودک و فشار بازگشت به دفتر، خستگی و فرسودگی را تشدید میکند. ضمن اینکه شکاف حقوقی جنسیتی با افزایش سن بزرگتر میشود.
داستانهایی مانند ناتالی اورمند و شارلوت باتروورت-پول نشان میدهد زنان برای انعطافپذیری مجبور به کاهش درآمد و قربانی کردن پیشرفت شغلی هستند. حتی متخصصان ماهر هم نیز پس از فرزندآوری به سختی به جایگاه ارشد خود بازمیگردند.
مربی شغلی لوری مکفرسون بر اهمیت استقلال مالی و انتخابهای شغلی استراتژیک تأکید میکند، اما کارشناسان هشدار می دهند که تکیه بر کارآفرینی یا کسب و کارهای کوچک تضمینی برای موفقیت نیست.
شواهد روشن است: محیطهای کاری هنوز از والدگری حمایت نمیکنند و زنان ناچارند حرفه خود را کنار بگذارند، حقوق کمتری بگیرند یا از بازار کار خارج شوند. تا زمانی که فرهنگ سازمانی انعطافپذیری را پشتیبانی نکند، وعده «داشتن همه چیز» یا شغل خوب و فرزند با هم، همچنان برای بسیاری از زنان شاغل یک آرزوی دستنیافتنی باقی میماند.










