مقالاتمقالات اجتماعی

کمبود نیروی کار، کمبود کار، کمبود دستمزد! مشکل کدام است؟

کمبود نیروی کار را فراموش کنید، آنچه کم است دستمزد پیشنهادی کارفرماهااست. این نتیجه تحلیل یکی از اقتصاددانان برجسته از آخرین داده های اداره آمار کاناداست.

بر اساس این تحلیل، دستمزدهای پیشنهادی در دو سوم آگهی های استخدامی، کمتر از چیزی است که جویندگان کار را به پذیرفتن آنها ترغیب کند.

با تحلیل نتایج یک نظرسنجی درباره حداقل دستمزد مورد قبول افراد جویای کار، و مقایسه این نتایج با آگهی های استخدامی موجود، به این نتیجه می توان رسید که 63 درصد آگهی ها، به ویژه در برخی مشاغل، حداقل انتظار جویندگان کار را برآورده نمی کند. 

این عدم هماهنگی حاصل چند عامل می باشد. یکی از این عوامل تورم است که با بالا بردن هزینه های زندگی موجب شده است جویندگان کار به دنبال مشاغلی باشند که درآمد حاصل از آن جوابگوی نیازهای آنان باشد.

عامل دیگر اینکه در حال حاضر توازن قدرت به سمت نیروی کار سنگین تر شده است. در واقع، به جای آن که جویندگان کار بر سر پست های خالی با هم رقابت کنند، این کارفرمایان هستند که بر سر جذب نیروی کار با هم کشمکش دارند.

زمانی که کشور با کمبود نیروی کار مواجه است، روش هایی از جمله جذب نیروی کار خارجی این مشکل را حل می کند. اما در سال های اخیر کانادا نه تنها با کمبود افراد جویای کار مواجه نبوده، بلکه بر اساس آمار به ازای هر شغل آگهی شده برای استخدام، 4 فرد جویای کار وجود داشته است. اما مساله اینجاست که افراد نمی خواهند بیگاری کنند. بنابراین آنچه کم است نه نیروی کار، بلکه شغل هایی با درآمد متناسب است.

در حال حاضر نیز تعداد مشاغل خالی با جویندگان کار به تناظر یک به یک رسیده و در حالی که در سال های 2021 و 2022 اندکی بیش از یک میلیون آگهی استخدامی منتشر شده، تعداد جویندگان کار نیز یک میلیون و اندی تخمین زده می شود؛ شرایطی که حاصل افزایش تعداد مشاغل خالی مانده پس از بازگشایی فعالیت های اقتصادی تعطیل شده در دوران پاندمی است.

در تئوری این شرایط ایده آل به نظر می رسد: یک میلیون فرصت شغلی، یک میلیون جویای کار! پس چرا این جویندگان کار جذب فرصت های شغلی موجود نمی شوند؟.

دلیل آن روشن است: در بسیاری از موارد دستمزد پیشنهادی کارفرمایان کمتر از چیزی است که جویندگان کار تمایل داشته باشند یا بتوانند آن را بپذیرند.

بر اساس داده ها، حدود 14 درصد فرصت های شغلی موجود به بخش اسکان و غذا، با میانگین دستمزد پیشنهادی 15.85 دلار در ساعت، تعلق دارد. اما جویندگان کار در این دو حوزه به دنبال شغلی با حداقل دستمزد 18.84 دلار در ساعت می گردند، یعنی سه دلار اختلاف!

همچنین، 10 درصد مشاغل آگهی شده به حوزه فروش با میانگین دستمزد 17.85 دلار به ازای هر ساعت مربوط است، اما بسیاری از افراد جویای کار به درآمد کمتر از ساعتی 23 دلار در این بخش راضی نمی شوند، که در اینجا نیز شاهد 5 دلار اختلاف به ازای هر ساعت کار بین پیشنهاد کارفرما و مطالبه نیروی کار هستیم.

پس نتیجه گیری می شود که این بخش ها نه از کمبود نیروی کار، بلکه از فقدان کارفرمایانی ضربه می خورند که حاضر نیستند دستمزد متناسب با وضعیت اقتصادی جامعه را به کارکنان خود بپردازند.

یک سوم فرصت های شغلی آگهی شده، که از دستمزد قابل قبولی نیز برخوردار هستند، به حوزه بهداشت و سلامت مربوط می شوند. اما انباشته شدن جراحی ها و خدمات درمانی به سایر بیماران در دوران کرونا موجب افزایش فشار کاری بر نیروهای متخصص این حوزه شده، به طوری که بسیاری از افراد داوطلبانه از شغل خود استعفا داده و با توجه به حجم و فشار کار، عطای درآمد بالا را به لقایش بخشیده اند.

حوزه سلامت تنها حوزه ای است که می توان گفت با کمبود نیروی کار مواجه است.

اما با وقوع رکود اقتصادی، بسیاری از کارفرماها آگهی های استخدامی خود را لغو کرده و به فکر روش های دیگری برای انجام کار به جز استخدام نیروی انسانی می افتند که این باعث نگرانی است. در شرایط توازن بین نیروی کار و فرصت های شغلی، نیروی کار دست بالا را دارد اما معلوم نیست این وضعیت تا چه مدت دوام داشته باشد

منبع خبــــــر

 

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید