اخباراخبار جهان

نگاهی به اعتراضات در ایران از دید یک ایرانی کانادایی

در سال 2002 و در سن 10 سالگی تصمیم گرفتم سری به کشور مادری ام بزنم. یک روز منتظر بودم تا دختر عمویم از مدرسه برگردد، وقتی او را دیدم سرم را از پنجره آپارتمان بیرون آوردم تا به او سلام کنم. خانواده ام مرا به سرعت به داخل کشاندند و درباره عواقب شدید بیرون بودم موهایم به من هشدار دادند. آن زمان بود که فهمیدم این ترسی است که ایرانیان هر روزه با آن زندگی می کنند. 

حال 20 سال از آن ماجرا گذشته و مرگ دختری 22 ساله به نام مهسا امینی در بازداشتگاه پلیس امنیت اخلاقی باعث شکل گیری اعتراضات در ایران شده است. زنان هسته اصلی این اعتراضات هستند، آنها با قدم زدن در مرکز شهرها بدون داشتن روسری، به نوعی جان خود را به خطر می اندازند. گستردگی این اعتراضات باعث شده تا کنون به گفته گروه های مدافع حقوق بشر حداقل 83 نفر در ایران جان خود را از دست بدهند. 

من در طول سفرم به ایران چیزهای زیبای زیادی دیدم از فرهنگ غنی و مردم مهربان آنجا گرفته تا معماری باشکوه و غذاهای خوشمزه و به یاد ماندنی. اما قوانین محدودکننده رژیم ایران باعث آلوده شدن این فرهنگ شده است. 

مادرم در سال 1980 از ایران گریخت، او بیش از 35 سال در کانادا زندگی کرد و در رویای دیدار دوباره وطن درگذشت. زیرا هرگز به دلایل سیاسی نتوانست دوباره به ایران برگردد. 

تماشای این وقایع برای من به عنوان یک ایرانی کانادایی دشوار است. من، دوستان و اعضای خانواده ام احساس درماندگی می کنیم. آنها به من می گویند که تمام امیدشان را از دست داده اند. من شخصا احساس گناه می کنم، زیرا در حالی که من آزاد زندگی می کنم، دختر عموهایم دائما با ترس امنیت زندگی می کنند؛ من برای هر آنچه که در اینجا به عنوان حقوق بدیهی دارم، احساس گناه می کنم زیرا اینها همان چیزهایی هستند که ایرانیان هر روز برایشان می میرند.

منبع خبــــــر

 

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید