محبتی که دردسر میسازد: اشتباهات رایج پدربزرگ و مادربزرگ در تربیت نوهها

رواندرمانگران خانواده میگویند تنش میان والدین و پدربزرگ و مادربزرگ یکی از رایجترین منابع اختلاف در خانوادههای چندنسلی است. با به دنیا آمدن کودک، نقشها تغییر میکند و همین تغییر میتواند به رقابت و کشمکش بر سر قدرت منجر شود. الگوهای قدیمی خانوادگی دوباره سر برمیآورند و پیامدهای آن تنها به بزرگسالان محدود نمیماند. حتی محبتی که ظاهراً از سر عشق است، گاهی میتواند به روابطی آسیب بزند که پدربزرگ و مادربزرگ قصد محافظت از آن را دارند.
تضعیف اقتدار والدین
والدین برای تغذیه، خواب، استفاده از صفحهنمایش و شیوههای تربیتی قوانین مشخصی تعیین میکنند. تحقیقات نشان میدهد کودکان با مرزهای روشن و ثابت بهتر رشد میکنند. وقتی پدربزرگ یا مادربزرگ این قوانین را نادیده میگیرد یا تغییر میدهد، برای کودک این پرسش ایجاد میشود که در نهایت چه کسی تصمیمگیرنده است. چنین پیامهای متناقضی حس ثبات را از بین میبرد، در حالی که همین ثبات است که به کودک احساس امنیت میدهد.
رقابت به جای ارتباط
برخی پدربزرگ و مادربزرگها ناخودآگاه شروع به مقایسه میکنند: چه کسی بیشتر میزبان بوده، چه کسی آخر هفتههای بیشتری با بچهها گذرانده یا چه کسی بیشتر آنها را میبیند. کارشناسان میگویند این رفتار معمولاً از ترس کنار گذاشته شدن ناشی میشود. وقتی بزرگسالان برای جلب توجه کودک با هم رقابت میکنند، کودک تنش را حس میکند و ممکن است برای فرار از این فشار فاصله بگیرد.
انتقاد از والدین در حضور کودک
کودکان انتقادهایی را که از والدینشان میشود عمیقاً جذب میکنند. تمسخر یا سرزنش تصمیمهای تربیتی در برابر کودک میتواند او را درگیر تعارض وفاداری کند. چنین تعارضی برای کودک استرسزا است و حتی میتواند احساس امنیت او در دیدارهای خانوادگی را کاهش دهد.
نپذیرفتن تغییرات
روشهای فرزندپروری با گذر زمان تغییر میکند. بسیاری از پدربزرگ و مادربزرگها فرزندان خود را در دورهای بزرگ کردهاند که دانش علمی درباره تربیت کودک متفاوت بود. گاهی وقتی نسل جدید روشهای تازهای را انتخاب میکند، این موضوع بهعنوان انتقاد از گذشته تعبیر میشود و واکنش دفاعی ایجاد میکند. در مقابل، پدربزرگ و مادربزرگهایی که خود را با توصیههای جدید هماهنگ میکنند، معمولاً رابطه نزدیکتر و پایدارتری با خانواده و نوههایشان حفظ میکنند.







