مقالاتمقالات اجتماعی

لهجه مهاجر، دلیل اصلی پذیرفته نشدن از سوی جامعه کانادا! 

جولیا امبوسکادو دانتوس مادر سه فرزند، معلم و مهاجری از فیلیپین است که در سال 2018 برای تحصیلات تکمیلی به همراه خانواده اش به ساسکاتون نقل مکان کرد. او که هم اکنون در ادمونتون زندگی می کند، مهاجری از فیلیپین است. 

جولیا امبوسکادو داانتوس، علیرغم تسلط به زبان انگلیسی، از زمانی که به کانادا نقل مکان کرد، متوجه شد که برخی از مردم لهجه فیلیپینی او را نمی پذیرند. 

او هنوز به یاد دارد که مرد سالمند از آن سوی پیشخوان رستوران فست فود که جولیا در آن مشغول بود، به او خیره شد و پرسید: دوباره بگو؟ این در حالی بود که جولیا از این مرد پرسیده بود چه سسی را با مرغش می خواهد! جولیا در گفتگو با CBC گفت: عکس های منو را نشان دادم، اما او همچنان به من خیره شد، انگار حرف هایم را نمی فهمید. باعث شد احساس کنم که متفاوت هستم و از همان جایی که او آمده بود، نیامده بودم! وقتی همکارم همان سوال را از مشتری پرسید، او بدون مشکل جواب داد. مشخص بود که این مرد مرا به چشم مهاجری با انگلیسی متفاوت می دید. این اتفاق در طول مدتی که در فست فود کار می کردم، تکرار شد.

جولیا افزود: مهاجرت از فیلیپین به کانادا برای من انتخاب آسانی بود. انگلیسی همیشه بخشی از هویت من بوده است. این زبانی بود که در طول تحصیل از آن استفاده می کردم. برای اوقات فراغت، کتاب های انگلیسی می خواندم و برنامه های تلویزیونی و فیلم های آمریکایی را تماشا می کردم. من حتی به زبان انگلیسی دعا می خوانم. وقتی عصبانی می شوم، انگلیسی صحبت می کنم. از بسیاری جهات، من احساس می ‌کنم که انگلیسی برای من زبان مادری است، با این حال تسلط من برای شناخته شدن به عنوان یک انگلیسی زبان توسط برخی کانادایی ها، کافی نیست. 

به عنوان یک معلم جایگزین در ساسکاتون، بیشتر با این لحظات مواجه شدم. دانش آموز می گفت: باید امتحان بنویسم و نه امتحان بدهم! اما از نظر من، معلمان امتحان را می نویسند و دانش آموزان آن را می دهند! یا اینکه به دانش آموزان می گفتم می توانند از مدادهای رنگی استفاده کنند، در حالی که دستیاران آموزشی توضیح می دادند که در اینجا به آنها مدادشمعی می گویند! 

وقتی در دانشگاه تحصیل می کردم، یکی از استادان از کلاس پرسید: چه زمانی فرد خود را یک انگلیسی زبان می داند؟ همکلاسی مکزیکی من در گوشم زمزمه کرد: جولیا، تو انگلیسی زبان هستی! در آن زمان با خودم فکر کردم: البته که نه! درست است که انگلیسی زبان دوم کشور من و یکی از زبان های رسمی فیلیپین است، اما من هرگز نمی توانم انگلیسی زبان باشم. واضح است که در آن لحظه به تجربه کار در فست فود فکر می کردم. 

اغلب اوقات به اینگونه برخوردها می خندم و از آن می گذرم. با این حال نمی توانم تاثیر لهجه ام که شانس مرا برای کار به عنوان معلم رسمی و دائمی کمتر می کند را نادیده بگیرم. وقتی وارد مدرسه ای می شوم، برخی از مسوولین یا معلم ها همچنان تصور می کنند یک دستیار آموزشی هستم. وقتی به آنها می گویم معلم هستم، بهت و حیرت را در چهره شان می بینم. 

برخلاف برخی از بچه های دبیرستانی که ممکن است صدای مرا مسخره کنند، بچه های کوچک تری که من آموزش می دهم برخورد بهتری دارند. آنها فراتر از چهره و لهجه ام را می بینند و من آرزو دارم دیگران نیز چنین دیدگاهی داشته باشند. 

انگلیسی با نفوذ آمریکایی ها وارد فیلیپین شده و تبدیل به یک زبان رسمی شد، تا مهارت های زبان ما را برای صادرات نیروی کار ارتقا دهد. ای کاش مردم می توانستند ببینند و بفهمند در حالی که بسیاری از ما ممکن است انگلیسی را متفاوت از افرادی که در کانادا بزرگ شده اند صحبت کنیم، ولی همه ما به یک زبان با هم ارتباط برقرار می کنیم.

این ناامید کننده است که برخی نمی توانند چیزی فراتر از لهجه ام را بشنوند. لهجه من بخشی از چیزی است که مرا منحصر به فرد می کند و من آن را برای هیچ کس تغییر نخواهم داد. 

منبع خبــــــر

 

 


نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock را متوقف کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید