فرزند اول، وسط یا آخر؟ آیا ترتیب تولد روی شخصیتتان اثر گذاشته است؟

چرا خواهر و برادرهایی که در یک خانواده و با والدین مشابه بزرگ میشوند، گاهی شخصیتهایی کاملاً متفاوت دارند؟ یکی مسئولیتپذیر و کمالگراست، دیگری اهل سازش و مذاکره و نفر سوم اجتماعی، شوخطبع و ماجراجو. یکی از توضیحهای قدیمی روانشناسی برای این تفاوتها، ترتیب تولد است؛ یعنی اینکه فرزند اول، وسط یا آخر خانواده باشید.
بر اساس نظریه مشهور ترتیب تولد، فرزند اول معمولاً در سالهای نخست زندگی توجه کامل والدین را دریافت میکند و ممکن است زودتر با مسئولیت و انتظارات بزرگسالان روبهرو شود. به همین دلیل، این کودکان اغلب مسئولیتپذیر، منظم، بلندپرواز و حتی کمالگرا توصیف میشوند.
فرزند وسط اما در موقعیتی متفاوت قرار دارد؛ هم یک خواهر یا برادر بزرگتر دارد و هم کوچکتر. به همین دلیل، در نظریههای سنتی، فرزندان وسط اغلب انعطافپذیر، اجتماعی و اهل مذاکره معرفی میشوند؛ کودکانی که برای پیدا کردن جایگاه خود در خانواده، ممکن است بیشتر به سازش و برقراری ارتباط متوسل شوند.
و سپس میرسیم به کوچکترین فرزند؛ کودکی که معمولاً با خواهر و برادرهای بزرگتر روبهروست و ممکن است توجه و حمایت بیشتری دریافت کند. در کلیشههای رایج، فرزندان آخر خانواده اجتماعیتر، بازیگوشتر، خلاقتر و گاهی مستقلتر توصیف میشوند.
اما این داستان یک «اما»ی بزرگ دارد: علم با این کلیشهها کاملاً همنظر نیست. پژوهشهای گسترده نشان دادهاند که ارتباط میان ترتیب تولد و ویژگیهای اصلی شخصیت بسیار ضعیف یا حتی نزدیک به صفر است. یک مطالعه بزرگ منتشرشده در PNAS نیز شواهد قابلتوجهی برای تأثیر پایدار ترتیب تولد بر پنج ویژگی اصلی شخصیت پیدا نکرد.
بنابراین اگر فرزند اول هستید و خودتان را مسئولترین فرد خانواده میدانید، یا فرزند آخر هستید و همیشه نقش «شیطان کوچک خانواده» را داشتهاید، ممکن است بخشی از این تفاوتها به فضای خانوادگی مربوط باشد؛ اما شخصیت انسان بسیار پیچیدهتر از شمارهای است که هنگام تولد دریافت کرده است. سبک فرزندپروری، روابط خانوادگی، محیط اجتماعی، تجربیات زندگی و تفاوتهای فردی نیز نقش مهمی دارند.







