ذهنِ ویرانگر؛ چگونه بر «شک به خود» غلبه کنیم

وقتی در محل کار اشتباهی مرتکب می شویم، برای بسیاری از ما یک طوفان فکری شروع میشود: «من به اندازه کافی خوب نیستم»، «در کارم شکست میخورم». این حالت که به «سندروم ایمپاستر» یا نشانگان خودویرانگری معروف است، حتی در افراد موفق هم دیده میشود و در میان زنان و گروههای بهحاشیهراندهشده شایعتر است. مغز انسان به طور تکاملی طوری ساخته شده که روی خطر و خطا تمرکز کند، چون در گذشته این کار جان انسان را نجات میداد. اما در دنیای امروز، این تمرکز مداوم روی بدترین سناریوها، اعتمادبهنفس و عملکرد ما را تخریب میکند.
اینجاست که «درمان شناختی رفتاری» یا CBT وارد میشود. این روش به افراد یاد میدهد افکار منفی خودکار را شناسایی کنند، زیر سوال ببرند و با روایتهای واقعبینانهتر جایگزین کنند. بهجای پذیرفتن فکر «من به درد این کار نمیخورم»، فرد یاد میگیرد بپرسد: چه شواهدی برای این ادعا دارم؟ چه شواهدی علیه آن وجود دارد؟ چرا اصلاً من را استخدام کردند؟
مدارس، شرکتها و درمانگران از این تکنیک برای کمک به دانشآموزان و کارکنان استفاده میکنند. بسیاری از مدیران و معلمان اعتراف میکنند که خودشان هم اسیر همین خودتردیدیها هستند. تمرینهایی مثل نوشتن افکار منفی، خواندن آنها به شکل وارونه، یا بررسی واژه به واژه آنها باعث میشود قدرت عاطفی این جملات کاهش یابد و از «حقیقت مطلق» به «یک فکر گذرا» تبدیل شوند.
در نهایت، کلید کار داشتن «جملات جایگزین» است؛ عباراتی آماده مثل «من شواهدی از موفقیتم دارم»، «امروز کارهای خوبی انجام دادم»، یا «فردا میتوانم بهتر باشم». با تکرار این جملات، مغز کمکم مسیرهای فکری سالمتری میسازد و صدای درونیِ تخریبگر، قدرتش را از دست میدهد.










