مقالاتمقالات اجتماعی

تحصیل در کانادا؛ انتخاب اقتصادی هوشمندانه برای یک آمریکایی

دالیا گولدبرگ در سال ۲۰۱۰ تصمیم گرفت از آمریکا رهایی یابد و در دانشگاه مک‌گیل کانادا مدرک کارشناسی خود را اخذ کند. در طول چهار سال تحصیلی، او با بعضی از شوک‌های فرهنگی روبه‌رو شد و زبان جدیدی را یاد گرفت. او در خاطرات خود می گوید در سال ۲۰۰۹ زمانی که همکلاسی‌هایم در حال انتخاب دانشگاه و بحث درباره رشته تحصیلی‌های آینده بودند، من هنوز در مرحله ملاحظه شرایط بودم. حقیقتا، تحصیل در دانشگاه برایم چه اهمیتی داشت؟ والدینم نیز من را در بازدید از دانشگاه‌ها همراهی می‌کردند و من به سخنرانی‌ها گوش می‌دادم. زیبایی‌های فراوان دانشگاه در فلوریدا، با آن محیط سرسبز، گل‌های زیبا و چشمه‌های روان، من را مجذوب خود کرد. همچنین، فاصله آن از شهر زادگاهم نیز یک مزیت اضافی به حساب می‌آمد. اما با هزینه بالای بیش از ۵۰،۰۰۰ دلار در سال شامل شهریه، هزینه‌های متفرقه و هزینه اقامت، مجبور بودم وام‌های دانشجویی بگیرم. 

دانشگاه نیویورک هیجان زندگی در یک شهر بزرگ را به من تزریق می کرد، اما هزینه آن – تقریبا 60000 دلار در سال در آن زمان – نیز دلهره آور بود. من شروع به پر کردن درخواست برای دانشکده های دولتی کردم که گزینه ای مقرون به صرفه تر بود. می‌خواستم با افراد جدید آشنا شوم، مکان‌های جدید را کشف کنم و شروعی تازه داشته باشم. شاید اگر می توانستم از خاطرات دوران راهنمایی و برخوردهای ناخوشایند با پسرها دور شوم، بالاخره می توانستم دوباره از درس خواندن لذت ببرم. چیزی نظرم را جلب کرد. همه دانشکده های این لیست در ایالات متحده نبودند. برخی از آنها در خارج از کشور و در عین حال بسیار ارزان تر بودند. 

بنابراین من گزینه نزدیک تر را انتخاب کردم که همان دانشگاه مک گیل در مونترال بود. حتی می توانستم با قطار به آنجا سفر کنم. هزینه به طور قابل توجهی ارزان تر از سایر موارد مورد علاقه من بود: 25000 دلار برای یک سال شامل در اختیار داشتن یک اتاق و همچنین پوشش هزینه های غذایی. در اولین بازدیدم از شهر هم می دانستم که این مکان  مورد علاقه من است. من عاشق خیابان‌های باریک مونترال، میدان‌ها، بارها و رستوران‌هایش بودم. احساس می‌کردم جایی است که می‌توانم در آن کارها را به روش خودم انجام دهم.  بعد از بازدید از نظر تحصیلی به خودم فشار آوردم. در کلاس زبان فرانسه سخت مطالعه کردم، چند توصیه نامه گرفتم و در آزمون های موضوعی مختلف شرکت کردم. بالاخره نمره لازم برای قبولی را گرفتم. در ابتدا ترک دوستان دوران مدرسه که در چند سال گذشته پیدا کرده بودم سخت بود. وقتی به مونترال رسیدم، ابتدا احساس راحتی نداشتم. در ابتدا کمی نگران بودم و در کنار آن، عنصری اضافی از شوک فرهنگی نیز وجود داشت. همچنین، درباره فرهنگ کانادا – اصطلاحات، تاریخ، سیستم آموزشی و دیدگاه مردم نسبت به جهان – زیاد اطلاعاتی نداشتم. در نهایت، با گذراندن زمان و پیدا کردن یک گروه خوب از دوستان و شرکت در فعالیت‌های شهری، توانستم در محیط دانشگاه مک‌گیل جا بیفتم. این تجربه نشان داد که ابتدا ممکن است با شوک فرهنگی و عدم آشنایی با محیط جدید دست و پنجه نرم کنیم، اما با آشنایی با افراد جدید و فعالیت در جامعه دانشجویی و شهر، می‌توانیم به تدریج به جایگاهی مطلوب در محیط دانشگاه و شهر برسیم.

 

منبع خبــــــر

 

 


نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock را متوقف کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید