مقالاتمقالات اجتماعی

تجربه ناملایمات زندگی در کودکی، مقدمه آسیب های بزرگسالی

بیش از یک سوم جمعیت جهان در دوران کودکی خود ناملایماتی همچون سوء استفاده، بی توجهی یا خشونت خانگی را تجربه کرده اند و بدین ترتیب صدها هزار نفر از انسان ها نیازمند درمان های تخصصی هستند. بنا به گفته روان شناسان به منظور کاهش عواقب تجارب ناخوشایند دوران کودکی باید از تکنیک های روان درمانی بهره برد. علاوه بر کاهش درد و رنج های ناشی از سختی های دوران کودکی، باید بیاموزیم چگونه می توان از بروز چنین ناملایماتی –که سیستم سلامت جامعه را به خطر می اندازد- جلوگیری کرد.

آسیب های روانی دوران کودکی چه اثری بر انسان  می گذارد؟

به نوشته وبسایت کانورییشن، پیشرفت هایی که اخیرا در خصوص رشد انسان و بویژه رشد مغزی صورت گرفته نشان می دهد آسیب های روانی دوران کودکی بر ساختار بدن انسان اثر گذار است. این آسیب ها بر رشد مغز، چگونگی کنترل استرس  تاثیر گذار بوده و حتی قابلیت انتقال به نسل های بعد را نیز دارد. با توجه به آن چه گفته شد درک ابتلای افراد به بیماری های روانی یا اعتیاد آسان تر می شود. برای مثال احتمال خودکشی در افرادی که 4 مورد از 13 مورد آسیب های روانی را تجربه کرده باشند، در مقایسه با انسان هایی که چنین تجربیاتی نداشته اند 37 برابر بیشتر است. همچنین احتمال روی آوردن به مواد مخدر در این افراد 10 برابر بیشتر از کسانی است که دوران کودکی آرامی را سپری کرده اند. 

به علاوه احتمال ابتلا به افسردگی در افرادی که موارد زیادی از آسیب های روانی را تجربه کرده اند چهار برابر بیشتر است؛ همچنین این افراد دو برابر بیشتر از دیگران در خطر ابتلا به سرطان و بیماری های قلبی قراردارند.  

تحقیقات پیچیده و گسترده ای درباره ارتباط میان آسیب های دوران کودکی و  بیماری وجود دارد. بر اساس این تحقیقات  اگرچه اجرای طرح های پیشگیرانه نیازمند بررسی های دقیق و موشکافانه است، اما باید هر چه سریع تر- در دوران بارداری و دو سال اول زندگی-  نسبت به انجام آن ها اقدام شود. از آنجاییکه در سال های اولیه زندگی تجارب محیطی و بیولوژیکی چنان با هم ادغام می شوند که در سال ها بعد تغییر آن دشوار می شود، باید از این مدت زمان کم برای تربیت انسانی سالم اقدام کرد.

مغز انسان از بیلیون ها عصب و ارتباطات میان آن ها بنام سیناپس ساخته شده است که با هم شبکه هایی مانند تار عنکبوت تشکیل می دهند که در دوران بارداری رشد کرده و در دوسال نخستین زندگی با سرعتی باورنکردنی تکامل می یابد. مرحله بعدی رشد مغزی کاملا متفاوت است: مغز در جستجوی تکامل بوده و ممکن است ارتباطات مغزی که بیش از همه مورد استفاده قرار می گیرد را در خود ذخیره کند.

درمقابل در پروسه ای با عنوان هرس سیناپسی بخش هایی که کمتر یا به ندرت مورد استفاده قرار می گیرند را حذف می کند. کودک پیش از دو سالگی می آموزد دنیا جای امنی نیست و به بزرگسالان- حتی در مورد تهیه یک وعده غذا- نمی توان اعتماد کرد. سیستم عصبی تجارب را یکپارچه کرده و ارتباطاتی که منعکس کننده ترس و بی اعتمادی است را در خود حفظ می کند. فعال سازی مجدد این موارد منجر به عکس العمل های استرسی بزرگ می شود. درک این جنبه از رشد مغز قطعا حاوی پیامی روشن است: برای داشتن دوران بارداری و کودکی پایدار و سالم باید همزمان و بطور موازی بر روی رویکردهای فیزیکی و روانی سرمایه گذاری کنیم. موفقیت چنین برنامه هایی  نیازمند اراده قوی سیاسی و حساسیت بالای اجتماعی است. 

برنامه های پیشگیرانه:

برنامه های مجزا و منفرد قادر به درست کردن شرایط یا بهبود آن نیستند. برنامه های پیشگیرانه نیازمند طراحی برای نیازها و افراد خاص هستند. از جمله تمهیدات صورت گرفته می توان به تربیت پرستاران کار بلد و گروه های حمایتی برای زنانی که برای نخستین بار مادر می شوند اشاره کرد که البته چالش هایی مانندهزینه های بالای آن و همچنین زمان طولانی اثربخشی آرا نیز به همراه دارد.  زمان انتظار برای اثر بخشی طرح های حمایتی نیازمند سرمایه گذاری سیاستمداران است چرا که محققان و کارکنان سلامت به تنهایی از عهده  بر نمی آیند. انجام این مهم اتحاد و هماهنگی تمامی جامعه را می طلبد. رای دهندگان با رای دادن به سیاستمدارانی که مایل به سرمایه گذاری بر روی طرح های بلند مدت هستند می توانند به انجام این کار کمک کنند؛ در اینجا علم وظیفه خود را انجام داده است، حال نوبت عمل سیاستمداران فرا رسیده است.

منبع خبــــــر

 

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید