بعد از دیدن واقعیتهای مادری، زنان نسل Z ترجیح میدهند پدر باشند

این مقاله به یک تغییر نگرش جالب در میان زنان نسل Z (متولدین حدود اواخر دهه ۹۰ و ۲۰۰۰) میپردازد: بسیاری از آنها پس از آگاهی از فشارها و سختیهای واقعی مادری، میگویند اگر انتخاب داشتند «ترجیح میدادند نقش پدر را داشته باشند».
نویسندگان مقاله توضیح میدهند که تجربه دوستان و همنسلانشان نشان میدهد مادری اغلب با نابرابری همراه است. در بسیاری از روابط، زنان حتی زمانی که شاغل یا نانآور اصلی هستند، همچنان بیشترین مسئولیت خانهداری، مراقبت از کودک و مدیریت امور روزمره را بر عهده میگیرند. این وضعیت به اصطلاح «بار ذهنی» را نیز شامل میشود؛ یعنی برنامهریزی دائمی برای کارهای خانه، کودکان، و نیازهای خانواده.
یکی از نکات مهم مقاله این است که هزینههای مادری فقط مالی نیست، بلکه جسمی و روانی هم هست. بارداری، زایمان، فشارهای اجتماعی و حتی محدود شدن فرصتهای شغلی باعث میشود بسیاری از زنان احساس کنند مادر شدن نوعی عقبنشینی از استقلال فردی و حرفهای است. به همین دلیل، بعضی از زنان جوان میگویند مادری دیگر برایشان «جذاب» یا «الهامبخش» نیست.
در مقابل، پدر بودن در بسیاری از جوامع هنوز با مسئولیت کمتر در خانه و فشار روانی پایینتر همراه است. حتی وقتی پدرها مشارکت دارند، معمولاً سهم اصلی مراقبت و مدیریت خانه بر دوش مادر باقی میماند. این اختلاف باعث شده برخی زنان احساس کنند نقش پدر از نظر سبک زندگی، آزادی و تعادل کار و زندگی «سادهتر» است.
مقاله همچنین اشاره میکند که این نگرش میتواند پیامد مهمی برای کاهش نرخ تولد داشته باشد، زیرا فاصله بین خواستههای زنان و مردان درباره فرزندآوری در حال افزایش است. زنان بیشتر به دنبال برابری واقعی در تقسیم مسئولیتها هستند، نه فقط حمایت مالی.
در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که اگر ساختارهای اجتماعی، قوانین کار و نقشهای جنسیتی تغییر نکنند، این شکاف نگرشی احتمالاً عمیقتر خواهد شد.






