مقالاتمقالات پزشکی

ابتلای خانم سی و دو ساله به سرطان روده بزرگ و به اشتراک گذاشتن تجربیاتش!

 

راکل 33 ساله حتی با وجود علائمی که او را نگران می کرد، هرگز حدس نمی زد که سرطان دارد. چند سال پیش، حرکات روده او به طور فزاینده ‌ای مکرر و غیرطبیعی شد. به نظر می آمد که به سندرم روده تحریک‌پذیر (IBS) مبتلا شده است. او بیمه درمانی نداشت، بنابراین رفتن به دکتر را به تعویق انداخت و سعی کرد با مکمل های فیبر و تغییرات رژیم غذایی، ناراحتی خود را کاهش دهد. اما پس از اینکه بالاخره توانست بیمه درمانی دریافت کند به پزشک مراجعه کرد. پزشک نیز به او گفت که احتمالا فقط اضطراب دارد. اما علائم او بدتر شد و در سال 2023 بالاخره مشخص شد که او به مرحله چهار سرطان روده بزرگ مبتلا است. راکل تجربیات خود را در مورد این بیماری و علائمی که تجربه کرده است در تیک تاک منتشر کرد. بیایید ما نیز چند دقیقه ای پای صحبت های او بنشینیم.

من برای اولین بار در سال 2019، درست قبل از همه گیری، مشکلات گوارشی قابل توجهی داشتم. من روزی 8 تا 10 بار دستشویی می رفتم و هرگز احساس نمی کردم که دفع کامل دارم. به هم اتاقی ‌ام گفتم شاید این بدان دلیل است که غذاهای سالم نمی خورم یا شاید سندرم روده تحریک پذیر (IBS) یا حساسیت به گلوتن یا لبنیات دارم. اما هرگز به ذهنم خطور نمی کرد که ممکن است سرطان داشته باشم.

به جای مراجعه به پزشک به دلیل نداشتن بیمه درمانی، شروع به مصرف متناوب متاموسیل کردم که یک مکمل فیبر برای کمک به تنظیم حرکات روده و درمان دوره های تصادفی اسهال است؛ این ها باعث شدند که کمی حالم بهتر شود.

در سال 2021 به منطقه بزرگ سیاتل نقل مکان کردم و توانستم پس از پیدا کردن یک شغل مناسب، بیمه درمانی بگیرم. اوضاع خوب بود تا اینکه این علائم در سال 2022 باز هم به سراغم آمدند. دوباره زیاد دستشویی می رفتم و حرکات روده ام ناراحت کننده شد. مدفوع من نازک بود، گاهی اوقات به رنگ قرمز مایل به نارنجی و گاهی اوقات کمی خون می آمد. بعد از خوردن غذا به طور غیر طبیعی سیر می شدم. هر چه می خوردم نفخ می کردم. الان می دانم که آنها علائم کلاسیک سرطان کولورکتال هستند.

بالاخره تصمیم گرفتم که به جد به دنبال درمان خودم بروم. به همین دلیل به پزشک رفتم و در مورد تمام علائمی که داشتم با او صحبت کردم. او نیز به من گفت که احتمالا اضطراب دارم و مرا به یک روانپزشک ارجاع داد.

من او را باور کردم. فکر کردم، شاید حق با او باشد و من بیش از حد نگران این علائم هستم و باید آنها را رها کنم. اما حالا می دانم که اشتباه می کردم. از نظر آماری، افرادی که مانند من جز اقلیت ها هستند معمولا مورد بی مهری پزشکان قرار می گیرند و کمتر به مشکلات آنها توجه می شود. 

سه هفته بعد از آن معاینه، دچار درد شدید شکم شدم. این درد غیر قابل تحمل بود و نزدیک بود در آپارتمانم غش کنم. چاره ای نداشتم، به تنهایی به اورژانس رفتم. خوشبختانه پزشک اورژانس دردم را جدی گرفت و دستور سی تی اسکن و سونوگرافی شکم را داد و یک پانل کامل از آزمایش خون انجام داد. وقتی نتایج آزمایش ها آمد، او به من گفت که در تخمدان ها و کبدم علائم سرطان پیدا کرده اند و من به سرطان تخمدان مبتلا شده ام.

سپس با یک متخصص انکولوژی ملاقات کردم و بیوپسی کبد انجام دادم. آن زمان بود که پزشکان متوجه شدند سرطان آدنوکارسینوم، از روده بزرگ من سرچشمه گرفته و متاستاز داده و به اندام های دیگر من نیز سرایت کرده است. تشخیص داده شد که من مبتلا به سرطان کولورکتال مرحله چهار هستم. متاسفانه سرطان کولورکتال من آنقدر پیشرفته بود که پزشکان در هنگام کولونوسکوپی برای عبور از روده بزرگ من مشکل داشتند.

من متوجه شده ام که سرطان روده بزرگ بسیار کند رشد می کند. به همین دلیل این بیماری سال ها با من بود، بدون اینکه خبری از آن داشته باشم.

پس از تشخیص، شیمی درمانی را شروع کردم. سرطان باعث تجمع مایعات در معده من شده بود و همین باعث نفخ می شد. با یک متخصص گوارش ملاقات کردم که به من توصیه کرد رژیم غذایی خود را تغییر دهم، به همین دلیل میزان مصرف گوشت را محدود کردم، میوه ها و سبزیجات خام را حذف کردم و به غذاهای نرم مانند پودینگ و پوره سیب زمینی روی آوردم. 

اکنون من هر دو هفته یک بار به شیمی درمانی ادامه می دهم. من واجد شرایط عمل جراحی نیستم، زیرا سرطان من به شدت گسترش یافته است، اما به بررسی گزینه های جراحی همراه با درمان های جدید و آزمایشات بالینی که می توانم در آنها شرکت کنم ادامه می دهم. شانس من برای زنده ماندن دو سال پس از تشخیص 20 درصد بود. این احتمال در 5 سال به 5 درصد کاهش می یابد، اما من تصمیم گرفته ام این احتمالات را شکست دهم.

در طول این سال ها یاد گرفته ام که چگونه از خودم دفاع کنم. هر بار که توسط دکتری پس زده شده ام، به پزشک دیگری مراجعه می کردم. حالا می دانم که غربالگری چه اندازه مهم است. 

اگر به ندای درونم گوش نداده بودم و آن روز در سال 2023 به اورژانس مراجعه نمی ‌کردم یا به پزشکانی که می‌ گفتند مشکلی ندارم، گیر نمی ‌دادم، شاید الان زنده نبودم. 

به شما توصیه می کنم که در این گونه مواقع هیچ چیزی را دست کم نگیرید و اگر احساس می کنید چیزی واقعا درست نیست، به ندای درون تان گوش کنید. چون گاهی اوقات متاسفانه خیلی زود، دیر می شود!

منبع خبــــــر

 

 


نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا

Adblock را متوقف کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید